نام و نام خانوادگی:کوثر سلیم
عنوان پایان نامه:مقایسه اثرات ضد‌التهابی آتورواستاتین و سیموآستاتین در سلول‌های آستروسیت موش سوری نر
:رشته تحصیلیزیست شناسی گرایش سلولی و مولکولی
مقطع تحصیلی: کارشناسی ارشد ناپیوسته
استاد راهنما:دکتر فرشاد همایونی مقدم

چکیده پایان نامه (شامل خلاصه، اهداف، روش های اجرا و نتایج به دست آمده):

با افزایش امید به زندگی، در طی سال‌هاي اخیر نسبت جمعيت بالاي 60 سال رو به افزایش بوده که با بالا رفتن سن وقوع اكثر بيماري‌هاي مزمن، دژنراتيو و پيشرونده شامل بيماري‌هاي قلبي عروقي، سرطان، بيماري‌هاي مزمن انسدادي ريه، دمانس، و ساير وضعيت‌هاي دژنراتيو رو به افزایش است. درمان بعضي از اين بيماري‌ها مستلزم مصرف همزمان چندين دارو است که چنددارویی را به دنبال دارد. چند دارویی می‌تواند به علت جمع شدن اثرات جانبی چند دارو باعث بروز عوارض ناخواسته جدی همچون تغییر در سیستم التهابی مغز گردد. که بروز آلزایمر را تشدید می‌کند. می‌توان آلزایمر و پارکینسون را به عنوان یکی از بیماری‌های پیشرونده در سنین کهنسالی با منـشأ التهابی و عصبی نام برد. مصرف داروهای انتخابی کم عارضه‌تر می‌تواند باعث کاهش این عوارض جانبی گردد. سیمواستاتین و آتورواستاتین دو گزینه انتخابی برای درمان هایپرلیپیدمی هستند اما  اثر آن‌ها روی آستروسیت‌ها به اندازه کافی بررسی و مقایسه نشده است از این رو در این مطالعه به بررسی بیان مارکرهای التهابی و ضد التهابی به منظ.ور شناسایی داروی با عارضه کم‌تر یا موثرتر در کاهش التهاب نورون‌های مغزی پرداخته شد. نتایح حاصل از تست زنده‌مانی نشان داد که داروهای آتورواستاتین و سیمواستاتین به تنهایی باعث تخریب سلول‌های آستروسیت نخواهند شد و مصرف آن‌ها در کوتاه مدت تاثیری بر روی ساختار و عملکرد سلول‌های آستروسیت ندارد. از طرفی در مورد گروه‌هایی که پس از ۴ ساعت تیمار با دارو به مدت ۸ ساعت تحت استرس با  LPSقرار گرفتند. برای هرکدام از ژن­ها نتایج متفاوتی داشت که نتایج کلی درباره یGFAP وIL-1β TGF β1 و IL10مطابق با انتظار بود به طوری که تیمار با این داروها در مقایسه با گروه کنترل و LPS باعث کاهش سایتوکاین­های پیش­التهابی و افزایش سایتوکاین TGF β1شد که می‌تواند نشان دهنده اثرات محافظت کننده عصبی این دو دارو و کمک به تشکیل فنوتیپ نوع A2در آستروسیت‌ها باشد. همچنین بررسی‌های بعدی نشان داد از بین ۴ گروه A5LPS, A25LPS, S5LPS, S25LPS دو گروه A25LPS و S25LPSدر کاهش بیان سایتوکاین‌های پیش التهابی و افزایش بیان سایتوکاین‌های ضدالتهابی بهتر عمل کردند. بنابراین در هر دو دارو غلظت ۲۵ به عنوان غلظت بهینه در استفاده‌های بالینی توصیه می‌شود.

کلیدواژه:پلی فارمسی، آتورواستاتین، سیمواستاتین، سایتوکاین‌ها، التهاب نورونی

نام و نام خانوادگی:کیمیا مرادی سرمیدانی
عنوان پایان نامه: بررسی پتانسیل مهارکنندگی عصاره آبی پونه کوهی نسبت به آنزیم آلفا آمیلاز و آلفا گلوکوزیداز
:رشته تحصیلیزیست شناسی گرایش سلولی و مولکولی
مقطع تحصیلی: کارشناسی ارشد ناپیوسته
استاد راهنما: دکتر مهران میر اولیایی

چکیده:

مقدمه: یکی از مهم‌ترین بیماری‌های عصر حاضر که باعث عوارض زیادی برای بیماران می‌شود بیماری دیابت است، تحقیقات اخیر نشان داده‌اند که پونه گیاهی دارای پتانسیل درمانی برای بیماران مبتلابه دیابت است ولی استفاده از این گیاه در بیماران نیازمند انجام تحقیقات علمی است، بنابراین مطالعه حاضر باهدف تعیین بررسی پتانسیل مهارکنندگی عصاره آبی پونه کوهی نسبت به آنزیم آلفا آمیلاز و آلفا گلوکوزیداز طراحی و اجرا شد.
مواد و روش‌ها: در این مطالعه بالینی بعد از تهیه پونه گیاهی مواد آنزیم α-آمیلاز باکتریایی، پانکراس خوکی و بزاق انسانی، آنزیم α-گلوکوزیداز از مخمر ساکارومایسز سروزیه، آکاربوز، p-نیترو فنیل α-D-گلوکوپیرانوزید (pNPG)، نشاسته محلول (S9765)، پپسین پانکراس خوکی و کیسه دیالیز، متانول، اتانول، محلول فولین، DPPH، تری بوتیل هیدروکینون (TBHQ) و بوتیلات هیدروکسی آنیزول (BHA) از شرکت سیگما خریداری شد. بعد از انجام عصاره گیری فعالیت آنزیم آلفاآمیلاز پتانسیل مهارکنندگی عصاره پونه گیاهی نسبت به فعالیت آنزیم آلفا آمیلاز سنجیده شد. در ادامه پتانسیل مهارکنندگی عصاره پونه گیاهی نسبت به فعالیت آنزیم آلفا گلوکوزیداز نیز سنجیده شد.
نتایج: نتایج مطالعه حاضر نشان داد میزان پتانسیل مهارکنندگی عصاره آبی پونه کوهی از 8/93 تا 3/31 به ترتیب برای غلظت‌های 500 تا 25 میکروگرم بر میلی‌لیتر متفاوت بود. مقدار IC50 (غلظتی از بازدارنده که 50 درصد از فعالیت آنزیم را کاهش می‌دهد) برای عصاره آبی پونه کوهی و آکاربز به ترتیب برابر با 4/159 و 4/282 گزارش شد. نتایج همچنین نشان داد که عصاره پونه کوهی از پتانسیل مهارکنندگی نسبتاً بالاتری در مقایسه با آکاربز (مهارکننده تجاری) برخوردار است. علاوه بر این مشخص شد، یک همبستگی بالا نیز بین مقدار ترکیبات پلی فنلی با میزان قابلیت بازدارندگی عصاره آبی پونه کوهی (r2=0.97) مشاهده شد. همین‌طور نتایج این مطالعه نشان داد مقدار IC50 ای که برای عصاره آبی پونه کوهی 03/48 میکروگرم بر میلی‌لیتر گزارش شد که در مقایسه با IC50 آکاربوز (ترکیب بازدارنده تجاری) تقریباً نصف می‌باشد (74/23 میکروگرم بر میلی‌لیتر). این نتایج نشان از قابلیت بالای عصاره آبی پونه کوهی در بازدارندگی آنزیم α-گلوکوزیداز می‌باشد.
نتیجه‌گیری: نتایج مطالعه حاضر نشان داد، عصاره آبی پونه کوهی نسبت به آنزیم آلفا آمیلاز و آلفا گلوکوزیداز نقش بازدارندگی دارد و کمک می‌کند تا سطح قند خون کنترل شود.
کلیدواژه:دیابت، عصاره آبی پونه گیاهی، آنزیم آلفا آمیلاز، آلفا گلوکوزیداز

نام و نام خانوادگی:سمانه ژاله
عنوان پایان نامه: تولید پروتئین اریتروپوئتین نوترکیب انسانی با استفاده از سیسستم رپلیکاز ویروس Sindbis در سلول‌های CHO
:رشته تحصیلیزیست شناسی گرایش سلولی و مولکولی
مقطع تحصیلی: کارشناسی ارشد ناپیوسته
استاد راهنما: دکترکیانوش درمیانی

چکیده:
مقدمه: ویروس Sindbis متعلق به خانواده¬ی آلفاویروس¬ها و دارای RNAژنومی با قابلیت تکثیر می¬باشد که در توالی آن نواحی کدکننده¬ی پروتئین¬های ساختاری و غیر ساختاری وجود دارد. توالی کدکننده¬ی پروتئین¬های غیر ساختاری یک آنزیم همانندسازی رپلیکاز را با قابلیت تکثیر RNA ژنومی ویروس کد می¬کند. در حقیقت رپلیکاز می¬تواند از توالی تحت پروموتر ساب¬ژنومیک موجود در پایین دست توالی کدکننده اش، میزان زیادی mRNA رونویسی کند. توالی¬های تحت پروموتور ساب¬ژنومیک، کدکننده¬ی پروتئین¬های ساختاری در فرآیندهای بسته بندی، مونتاژ و جوانه¬زنی ذره¬ی ویروسی مورد نیاز هستند و در مطالعات گوناگون در حامل-های مورد استفاده با رپلیکاز این ویروس این امکان فراهم شده است که با توالی ژن مورد نظر جایگزین شوند. اریتروپوئتین انسانی یک هورمون گلیکوپروتئینی است که به طور طبیعی توسط کلیه تولید می¬شود که هم به عنوان یک هورمون پپتیدی خونساز و هم فاکتور رشد عمل می¬کند و تولید گلبول¬های قرمز خون را تحریک می¬کند. اریتروپوئتین عامل اصلی افزایش زنده ماندن، تکثیر و تمایز سلول¬های پیش¬ساز اریتروئید پستانداران است. هدف از این مطالعه دستیابی به یک حامل بیانی جدید است که مبتنی بر بیان آنزیم رپلیکاز ویروس Sindbis بوده و در عین حال مجهز به کاست بیانی ژن هدف جهت تولید پروتئین نوترکیب اریتروپوئتین انسانی ¬باشد.
مواد و روش‌ها: ابتدا حامل نوترکیب (pcDNAzeo-attB-Epo-SinRep) حاوی کاست بیانی کدکننده آنزیم رپلیکاز و کاست بیانی اریتروپوئتین و حامل کنترل(pcDNA-attB-Epo) حاوی کاست بیانی اریتروپوئتین با قابلیت الحاق در ژنوم بوسیله آنزیم PhiC31 ساخته می¬شوند. سپس از طریق نوترکیب در جایگاه اختصاصی (Site specific recombination) الحاق حامل های نوترکیب در جایگاه¬های pseudo attP در ژنوم سلول‌های تخمدان همستر چینی (CHO) انجام میشود، رده¬های پایدار تولید کننده اریتروپوئتین انسانی نوترکیب ساخته شده و بهترین رده¬ها از نظر پایداری جداسازی می¬شوند. در نهایت میزان تولید پروتئین نوترکیب اریتروپوئتین در این رده¬ها و فعالیت پروتئین تولید شده بررسی می¬¬گردد.
یافته‌ها: کلونینگ صحیح حامل‌های ساخته شده از طریق PCR و تعیین توالی به روس سنگر تایید شد. سپس ترانسفکت صحیح حامل های ساخته شده به داخل سلول از طریق PCR ژنومی تایید شد. در ادامه بیان پروتئین نوترکیب اریتروپویتین تولید شده در داخل سلول از طریق تست ‌های الایزا، وسترن بلات، MTS و Real time PCR تایید شد.
نتیجه‌گیری: با توجه به نتایج ما، رپلیکاز ویروس Sindbis می‌تواند به طور موثری باعث افزایش بیان پروتئین در سلول شود. بنابراین سیستم رپلیکاز می‌تواند به عنوان یک کاست بیانی پروتئین در سلول عمل کند و مقدار زیادی پروتئین را در مدت زمان کوتاه تری تولید کند. از این رو می‌توان از این سیستم برای تولید پروتئین نوترکیب به مقدار زیاد و تولید واکسن استفاده کرد.
کلیدواژه:آلفاویروس ، پروموتر ساب ژنومیک، پروتئین نوترکیب، رپلیکاز، CHO، اریتروپوئتین

نام و نام خانوادگی:زهرا رمضانی
عنوان پایان نامه:بررسی مهار سلول های سرطانی کولورکتال با خاموش کردن ژن MSI1 با استفاده از تکنیک CRISPR/Cas9
رشته تحصیلی:زیست شناسی گرایش سلولی و مولکولی
مقطع تحصیلی: کارشناسی ارشد ناپیوسته
استاد راهنما:دکتر کیانوش درمیانی
چکیده:

مقدمه: موساشی یک پروتئین متصل شونده به RNA است که توسط ماکوتو ناکامورا در سال 1994 شناسایی شد و بر اساس نقش آن در تنظیم تقسیم نامتقارن سلول¬های پیش¬ساز حسی مگس سرکه توصیف شد. اخیرا با بررسی MSI2 به عنوان یک انکوپروتئین جدید که باعث رشد و تهاجم سلول¬های سرطانی می¬شود و با مقایسه شدت بیان MSI2 در بافت¬های طبیعی با انواع سرطان¬ها از جمله سرطان دهانه رحم، سرطان¬های کلیه، پاپیلاری، ریه، تیروئید و همچنین ملانوم مشاهده شده است که بیان MSI2 در بافت توموری از جمله ملانوما بطور معنی¬داری از بافت¬های سالم بیشتر است. با توجه به داده‌های بیوانفورماتیک موجود در زمینه بیان بالای MSI2 در رده‌هاي سلولی سرطان ملانوما یعنی رده A375 و A2058 https://www.ebi.ac.uk/gxa/home))، هدف اصلی از مطالعه حاضر خاموش کردن بیان ژن MSI2 با استفاده از تکنیک CRISPR/Cas9 و بررسی مهار بیان آنکوژن مذکور بر روند رشد و تکثیر و همچنین قابلیت تهاجم کلون‌های منتخب در مقایسه با سلول¬های تیمار نشده با Cas9 به عنوان کنترل می‌باشد.
مواد و روش ها: ابتدا بیان ژن MSI2 در دو رده سلولی مختلف ملانوما بوسیله‌ی RT-qPCR سنجیده شد تا رده سلولی با بالاترین میزان بیان انتخاب شود. سپس حامل حاوی توالي‌‌‌هاي كدكننده دو sgRNA مناسب برای هدف قرار دادن ژن MSI2 ساخته شد. رده سلولی انتخاب شده با پلاسمید کد کننده sgRNAهای اختصاصی و اندونوکلئاز Cas9 ترنسفكت شد و تعدادی از کلون‌‌‌هاي بدست آمده در حضور آنتی بیوتیک پورومایسین انتخاب شد. در مرحله بعد عملکرد سیستم CRISPR-Cas9 در حذف ناحیه ژنومي مورد نظر مربوط به ژن MSI2 در کلون‌‌‌هاي جدا شده با بکارگیری روش PCR ژنومي و تعیین توالي محصول آن تایید شد. درنهایت كاهش بیای ژن MSI2 با روش RT-qPCR و وسترن بلات در کلون‌‌‌هاي منتخب مورد آزمایش قرار گرفته و تاثیر آن بر رشد و تكثیر و همچنین تهاجم سلول‌‌‌هاي این کلون¬ها به ترتیب به کمک آزمون‌‌‌هاي سنجش MTS ، سنجش تهاجم و مهاجرت سلولی مورد بررسي قرار گرفت.
یافته¬ها: سطح بیان بالاتر رده A2058 در رده‌هاي سلولی مورد آزمایش تایید شد. جهت¬گیری صحیح و دقت قطعات کلون شده در وکتورهای ساخته شده با استفاده از PCR، هضم آنزیمی و تعیین توالی تایید شد. همچنین PCR ژنومی حذف موثر توالي‌هاي هدف در ژن MSI2 را نشان داد و نتایج تست‌‌‌هاي MTS و Transwell assay نشانگر کاهش رشد و تکثیر و تهاجم در ردهی سلولی A2058 بود. نتیجه‌گیری: با توجه به نتایج بدست آمده، کاهش و یا مهار بیان MSI2در سلول¬های رده A2058 پس از خاموش کردن ژن آن با استفاده از تکنیک CRISPR/Cas9، بطور قابل توجهی از تکثیر و تهاجم سلول‌‌‌هاي سرطانی جلوگیری نمود. بنابراین MSI2 می‌تواند به عنوان یک انکوژن در سلول¬های سرطان ملانومایی نیز معرفی شود که در پاتوژنز بیماری نقش داشته و بطور بالقوه می-تواند به عنوان یک هدف مولکولی در درمان ملانوما مورد توجه قرار گیرد و یا به عنوان یک نشانگر تشخیصی احتمالی مورد استفاده قرار گیرد.

کلیدواژه­  خاموش کردن ژن، ملانوما، A2058، CRISPR/Cas9، Musashi2

نام و نام خانوادگی:مهسا هدایتی
عنوان پایان نامه:ساخت و ارزیابی داربست های نانولیفی شفاف ادراجیت جهت ترمیم آسیب ناحیه اندوتلیال قرنیه
رشته تحصیلی:زیست شناسی گرایش سلولی و مولکولی
مقطع تحصیلی: کارشناسی ارشد ناپیوسته
استاد راهنما: دکتر الهه مسائلی، دکتر فرشته کرمعلی
چکیده:

 

قرنیه قسمت جلویی و خارجی¬ترین بخش چشم محسوب می¬شود که وظیفه¬ی آن تشکیل تصویر روی شبکیه و هدایت نور می¬باشد. آسیب این ناحیه از چشم می¬تواند موجب ایجاد اختلالات بینایی و در نهایت موجب نابینایی شود. داخلی¬ترین بخش قرنیه،‌‌‍‍‍‍ لایه¬ی اندوتلیال نام دارد که لایه¬ای بدون رگ و شفاف می¬باشد. تاکنون مطالعاتی در زمینه¬ی ترمیم این لایه انجام شده است¬؛ اما در این تحقیق به کمک الکتروریسی و با استفاده از یک پلیمر از خانواده ادراجیت به نام ادراجیت 100L که کوپلیمرهای مشتق شده از استرهای آکریلیک و متاکریلیک اسید هستند، بستری شفاف برای انتقال سلول های اندوتلیال قرنیه و به ناحیه آسیب دیده قرنیه تهیه و مورد بررسی قرار گرفت. ابتدا، پلیمر ادراجیت گرید 100L با غلظت¬های¬15،10 و 20 درصد (وزنی/حجمی) در حلال اتانول/ دی¬متیل¬فرم¬آمید با نسبت 1:2 الکتروریسی شد. الکتروریسی محلول پلیمری با غلظت 15 درصد (وزنی/حجمی) منجر به تولید لایه نانوالیاف یکدست و بدون دانه با قطر الیاف متوسط99 ±560 نانومتر شد که در ادامه مورد استفاده قرار گرفت. پس از آغشته سازی الیاف در رزین حاوی % 20 ادراجیت 100Rs، لایه نانولیفی¬شفاف با بیشترین میزان انتقال نور مرئی ( %45) به دست آمد. تصاویر حاصل از میکروسکوپ الکترونی روبشی، حضور نانوالیاف در لایه نانولیفی¬شفاف را تأیید کرد. طیف سنجی فروسرخ تبدیل فوریه تایید کرد که ساختار پلیمر ادراجیت 100 Lپس از الکتروریسی حفظ شده است و پس از بررسی خواص مکانیکی لایه نانولیفی شفاف بررسی شد. در ادامه¬ی جداسازی کره چشم، برای جداسازی قرنیه از آنزیم کلاژناز نوع I استفاده شد سلولهای اندوتلیال قرنیه جداسازی و روی بستر نانولیفی شفاف ادراجیت 100L کشت داده شده و سپس خواص زیستی آنها مورد بررسی قرار گرفت. نتایج رنگ آمیزی فلورسنت Dapi/phalloidin نشان داد که سلول¬های اندوتلیال قرنیه، پس از کشت و تکثیر روی بستر نانولیفی شفاف، مورفولوژی نرمال خود را حفظ کرده اند. همچنین نتایج آزمون MTS نشان داد فعالیت زیستی سلول¬های اندوتلیال کشت شده روی لایه نانولیفی شفاف، از روز اول تا روز ششم افزایش یافته اما به طور کلی کمتر از فعالیت سلول¬های کشت شده در کف ظرف کشت سلول می باشد. به طور کلی نتایج این پژوهش نشان داد لایه نانولیفی شفاف ادراجیت می تواند به عنوان یک بستر کشت سلولهای اندوتلیال قرنیه در کاربردهای ترمیم زخم قرنیه به کار رود.
کلیدواژه:ادراجیت، سلولهای اندوتلیال، الکتروریسی، نانوالیاف، قرنیه ، شفافیت

نام و نام خانوادگی:امیرحسین عظیمی
عنوان پایان نامه:بررسی مهار سلول های سرطانی کولورکتال با خاموش کردن ژن MSI1 با استفاده از تکنیک CRISPR/Cas9
رشته تحصیلی:زیست شناسی گرایش سلولی و مولکولی
مقطع تحصیلی: کارشناسی ارشد ناپیوسته
استاد راهنما: دکتر محمدحسین نصر اصفهانی،دکتر کیانوش درمیانی
چکیده:

مقدمه: سرطان روده بزرگ (کولورکتال) یکیاز سرطان های شاع در جهان می باشد. نشان داده شده است که ژن MSI1 نقش مهمی در تنظیم سلول های پیش ساز کولون ایفا می کند. بیان بیش از حد MSI1 در چندین سرطان از جمله سرطان کولورکتال گزارش شده است. طبق مطالعات متعدد، کاهش بیان MSI1 با استفاده از siRNA ها یا miRNA ها منجر به کاهش تکثیر سلولی و تهاجم در بدخیمی های مختلف شده است. هدف از این مطالعه حذف اختصاصی ژن MSI1 در سلول‌های سرطانی کولورکتال با تکنیک CRISPR/Cas9 و مشاهده اثرات این دستکاری بر تکثیر، بقا و میزان تهاجم سلول‌های سرطانی است.

مواد و روش¬ها: در ابتدا، دو sgRNA مناسب برای هدف قرار دادن ژن MSI1 طراحی شدند. هر جفت sgRNA در وکتور pX459 که حاوی توالی مقاومت به پورومایسین و کاست بیانی Cas9 بود، کلون شد. برای از بین بردن ژن MSI1، وکتور pX459 توسط Lipofectamine LTX به سلول‌های HCT116 ترانسفکت شد. عملکرد Cas9 در ناک اوت خاص ناحیه کد کننده MSI1 با استفاده از PCR ژنومی و تجزیه و تحلیل توالی مورد بررسی قرار گرفت. در نهایت، اثرات کاهش بیان MSI1 بر تکثیر و تهاجم سلول‌های سرطانی کولورکتال در کلون‌های منتخب مورد ارزیابی قرار گرفت.

یافته ها: سطح بیان بالای MSI1 در رده های سلولی مورد نظر تایید شد. جهت گیری صحیح و دقت قطعات کلون شده در وکتور ساخته شده با استفاده از PCR، تجزیه و تحلیل توالی و هضم آنزیمی تایید شد. PCR ژنومی حذف موثر توالی های هدف را نشان داد. طبق نتایج وسترن بلات کاهش بیان ژن MSI1 پس از ناک اوت شدن توسط CRISPR/Cas9 تایید شد. همچنین نتایج تست¬های MTS و ترانسول نشان¬دهنده کاهش تکثیر و تهاجم سلول¬های سرطانی پس از ناک اوت بود.

نتیجه گیری: با توجه به مطالعات انجام شده در مورد نقش MSI1 در سایر سرطان¬ها، ما تصمیم گرفتیم که ژن MSI1 در سلول های سرطانی کولورکتال HCT116 را ناک اوت کنیم تا نقش MSI1 را در تکثیر و تهاجم سلول¬های سرطانی بررسی کنیم. این مطالعه نشان داد که هدف گیری و اختلال در بیان MSI1 به عنوان یک انکوژن به طور قابل توجهی خواص سرطانی سلول های HCT116 از جمله تکثیر، بقا و تهاجم را سرکوب می¬کند. در نتیجه، ژن MSI1 را می توان یک هدف امیدوارکننده در نظر گرفت، به طوری که خاموش کردن این ژن ممکن است یک رویکرد جدید برای افزایش نتایج بالینی در درمان سرطان کولورکتال باشد.

کلیدواژه­ : سرطان کولورکتال، تکنیک CRISPR/Cas9 و ژن MSI1

نام و نام خانوادگی:فاطمه رضوی حسین آبادی

عنوان پایان نامه: بررسي ب یوانفورما تیکي و بیاني آنزی مهای دخ یل در متابولیسم میتوکندری ایي استات در سلو لهای
کومولوس بیماران مبتلا به PCOS و افراد نرما ل

رشته تحصیلی:زیست شناسی گرایش سلولی و مولکولی
مقطع تحصیلی: کارشناسی ارشد ناپیوسته
استاد راهنما: دکتر محمدحسین نصر اصفهانی
چکیده:

سندرم تخمدان پلی کیستیک یک بیماری اندوکرین رایج در زنان است که بوسیل هی اصول روتردام مشخص میشود. در حدود 50% افراد مبتلا به این سندرم به تدریج اختلال عملکرد تولید مثل با اختلالات متابولیک همراه میشود . فولیکول ها واحدهای عملکردی اصلی در تخمدان میباشند که علاوه بر اووسیت شامل سلولهای گرانولوزا و سلو لهای تکا نیز میباشند. سلول های گرانولوزا به دو دسته سلول های کومولوس (CCs) و سلول های مورال تقسیم بندی می شوند و سلول های کومولوس نقش مهمی در حمایت تغذیهای از اووسیتهای در حال تکوین دارند . با توجه به اینکه بر اساس مطالعات صورت گرفته، سطح پیروات و استات به ترتیب در مایع فولیکولی افراد PCOS کاهش و افزایش مییابد و آنالیز دادههای High Troughput تغییر معنادار بیان ژنهای کد کننده آنزیمهای دخیل در متابولیسم میتوکندریایی استات ) ACSS1,ACLY,IDH1, PDHA1) را در CCs مبتلایان به PCOS در مقایسه با افراد غیرPCOS را نشان داد . هدف از مطالعه حاضر بررسی میزان بیان ژنهای مذکور در سلول های گرانولوزای زنان مبتلا به PCOS و مقایسه آن با افراد نرمال میباشد. بدین منظور، پس از جمع آوری سلولهای کومولوس از دو گروه مذکور، استخراج RNA و سنتز CDNA انجام شد و با استفاده از qRT-PCR بیان ژن های مد نظر سنجیده شد .آنالیز داده های qRT-PCR نشان داد که بیان ژن های ACSS1 و ACLY در افراد PCOS افزایش و بیان ژن های IDH1 و PDHA1 در این افراد نسبت به افراد غیر PCOS کاهش داشت. بر مبنای این نتایج به نظر می رسد، در سلولهای کومولوس افراد PCOS، استیل کوا حاصل از فعالیت ACSS1 ، توسط ACLY از میتوکندری خارج شده و موجب تشدید سنتز کلسترول و اسیدهای چرب و در نتیجه سمیت لیپیدی میگردد. سمیت لیپیدی در نهایت موجب راه اندازی آبشار آپوپتوز در سلولهای کومولوس مبتلایان به PCOS میگردد .
کلیدواژه: سندروم تخمدان پلی کیستیک، متابولیسم میتوکندریایی استات، سلولهای کومولوس

نام و نام خانوادگی:سمیه غفوری
عنوان پایان نامه: ساخت یک حامل بیانی سازگار جهت افزایش میزان تولید پروتئین نوترکیب فاکتور رشد شبه انسولین شماره 1 انسانی (hIGF-1) در باکتری E. coli
رشته تحصیلی:زیست‌شناسی گرایش بیوتکنولوژی میکروبی
مقطع تحصیلی: کارشناسی ارشد ناپیوسته
استاد راهنما:دکتر کیانوش درمیانی

چکیده:

فاکتورهای رشد شبه انسولین (Insulin-like growth factors (IGFs)) پروتئین‌هایی با ساختار مشابه انسولین هستند که با نام سوماتومدین سی نیز شناخته می‌شوند و همراه با هورمون رشد (Growth hormone) به رشد طبیعی استخوان¬ها و بافت¬ها بدن کمک می کنند. IGFها علاوه بر نقشی که در تنظیم رشد جنین و نوزاد دارند در فرآیندهای متنوعی از جمله بهبود زخم، توسعه سیستم عصبی مرکزی و سایر بافت‌ها، تنظیم متابولیسم پروتئین، کربوهیدرات، لیپید، محافظت عصبی نیز نقش دارند. کمبود این پروتئین رابطه مستقیمی با کوتاهی قد دارد. از سوی دیگر این هورمون ارتباط مستقیمی با نوروپاتی، سرطان و سکته مغزی دارد. امروزه باکتری گرم منفی E. coli به عنوان سلول میزبانی شناخته می شود که برای تولید سریع، بازده بالا و اقتصادی پروتئین¬های نوترکیب مورد استفاده قرار می¬گیرد. با این حال، تولید میزان بالای پروتئین¬های یوکاریوتی به شکل محلول و فعال زیستی در E. coli ممکن است به راحتی امکانپذیر نبوده و چالش برانگیز باشد. در این مطالعه روی بهینه¬سازی تولید باکتریایی این پروتئین با تمرکز بر افزایش تعداد کپی ژن هدف برای دستیابی به سطح بالای پروتئین IGF-1 انسانی کار شد. تعداد کپی توالی هدف می‌تواند بین یک تا چند صد عدد در سلول متغیر باشد. تعداد نسخه‌های بیشتر باعث افزایش اثر دوز ژنی شده، در نتیجه می‌توان به بازده بالاتری در بیان پروتئین نوترکیب هدف دست یافت. در این طرح از حامل بیانی pET DUET.GST.TEV.TrxA.IGF1 که در طرح های قبلی ساخته شده بود، استفاده شد بطوریکه قطعه Ori و ژن مقاومت به آنتی بیوتیک آن تغییر داده شد. حامل بیانی جدید بدست آمده که pET DUET-TrxA.IGF1-Kana-P15Aori نامیده شد به سویه باکتریایی Shuffle که یک زیرگونه بیانی باکتری E. coli است و از قبل حاوی حامل pET DUET.GST.TEV.TrxA.IGF1 بود، ترانسفورم گردید. به این ترتیب تکثیر مستقل دو حامل بیانی سازگار با افزایش شمارگان نسخه کاست بیان کننده IGF-1 انسانی در زیرگونه Shuffle توانست میزان تولید این پروتئین به صورت محلول در باکتری E. coli به شکل معنی¬داری افزایش دهد. با این حال، بخشی از IGF-1 محلول تولید شده به صورت همجوش با برچسب انحلال TrxA باقی ماند که برای کامل کردن برش آن باید کاست بیانی Tev به ساختار حامل بیانی ساخته شده در این مطالعه اصافه شود. در مجموع، بکارگیری این روش منجر به افزایش قابل توجه میزان بازده تولید IGF-1 انسانی نوترکیب گردید که می¬تواند به تولید این پروتئین نوترکیب با صرفه اقتصادی بیشتری کمک کند.

کلیدواژه:پروتئین نوترکیب، IGF-1، E. coli، سویه Shuffle، شمارگان نسخه ژن، TrxA

 

نام و نام خانوادگی:آصفه محمدی

عنوان پایان نامه: نقش محافظت انجمادی دو دهنده آهسته (GYY4137) و سریع (NaHS) سولفید هیدروژن بر فراسنجه های عملکردی اسپرم و راندمان لقاح آزمایشگاهی در بز
رشته تحصیلی:زیست شناسی گرایش سلولی و مولکولی
مقطع تحصیلی: کارشناسی ارشد ناپیوسته
استاد راهنما: دکتر مهدی حاجیان ،دکتر فرنوش جعفرپور

چکیده:

محافظت سرمایی اسپرم (انجماد اسپرم) یکی از تکنیک¬های معمول در تکنیک¬های کمک باروری هم برای حیوانات و هم برای انسان می¬باشد. با این حال، فرآیند انجماد اسپرم می¬تواند باعث ایجاد استرس اکسیداتیو و آسیب به اسپرم شده و در نتیجه سبب کاهش فراسنجه های عملکردی اسپرم و قابلیت باروری آن ¬شود. با توجه به این موضوع و همچنین خاصیت آنتی اکسیدانی گاز سولفید هیدروژن (H2S)، در این مطالعه دو نوع اهداکننده گاز H2S شامل: NaHS، یک اهداکننده با سرعت رهایش سریع و GYY4137، یک اهداکننده با سرعت رهایش آهسته در طی انجماد اسپرم بز ارزیابی شد. در این مطالعه ابتدا غلظت بهینه هر دو اهداکننده در شرایط انکوباسیون در دمای 5/38 درجه سانتی گراد تعیین شد. نتایج نشان داد که غلظت¬های 5/1 و 3 میکرومولار NaHS و 15 و 30 میکرومولار GYY4137 فراسنجه های عملکردی مختلف اسپرم از جمله تحرک، زنده مانی، یکپارچگی غشاء و پراکسیداسیون لیپیدی و تولید گونه‌های اکسیژن فعال (ROS) را در طول انکوباسیون در دمای 5/38 درجه سانتی‌گراد بهبود بخشیدند (P< 0.05). پس از آن، اثرات غلظت بهینه NaHS و GYY4137 در طول انجماد بر فراسنجه های مختلف عملکردی اسپرم پس از ذوب ارزیابی شد. نتایج حاصل نشان داد که غلظت 5/1 میکرومولار NaHS و 15 میکرومولار GYY4137 فراسنجه های مختلف اسپرم از جمله تحرک اسپرم، زنده ماندن، یکپارچگی غشاء و کاهش آسیب DNA را در مقایسه با گروه کنترل منجمد-ذوب شده بهبود بخشید (P< 0.05). علاوه بر این غلظت 5/1 میکرومولار NaHS و 15 میکرومولار GYY4137 اکسایش-کاهش را در اسپرم¬های ذوب شده بهبود (P< 0.05)، پراکسیداسیون لیپیدی را کاهش (P< 0.05) و پتانسیل غشای میتوکندری را در اسپرم ذوب شده بهبود بخشید (P< 0.05). در نهایت، نتایج مطالعه حاضر نشان داد که غنی¬سازی محیط فریز با غلظت 5/1 میکرومولار NaHS و غلظت 15 میکرومولار GYY4137 نتایج لقاح آزمایشگاهی را از نظر نرخ بلاستوسیست و کیفیت بلاستوسیست ها افزایش داد.
درنهایت یافته های ما نشان داد که مکمل‌سازی محیط فریز اسپرم با اهداکنندگان H2S، می‌تواند یک استراتژی امیدوارکننده برای بهبود میزان موفقیت روش‌های ART و افزایش نتایج رشد قبل از لانه‌گزینی در فناوری‌های کمک باروری باشد.
کلیدواژه:آنتی اکسیدان، انجماد، بز، GYY4137، لقاح آزمایشگاهی، NaHS، اسپرم

نام و نام خانوادگی:زهرا صادقی
عنوان پایان نامه: ساخت لیپوزوم اصلاح شده با TPGSبارگزاری شده با دوکسوروبیسین و کورکومین جهت ارزیابی خواص ضد سرطانی آن بر روی رده سلولی MDA-MB231
رشته تحصیلی:زیست شناسی گرایش سلولی و مولکولی
مقطع تحصیلی: کارشناسی ارشد ناپیوسته
استاد راهنما: دکتر سیده زهره میراحمدی زارع

چکیده:

ویتامین E (توکوفرول)، یک ویتامین‎ محلول در چربی و یک آنتی اکسیدان قوی می‎باشد که موجب افزایش سطح ایمنی بدن در مقابل بیماری‎های مختلفی چون آلزایمر و انواع سرطان می‎شود. همچنین، با قرار گرفتن درلایه چربی غشا سلولی و خنثی کردن رادیکال‎های آزاد، از تخریب دیواره سلولی جلوگیری می‎کند. D-ɑ-توکوفریل پلی اتیلن گلیکول 1000 سوکسینات (TPGS) یکی از متداول‌ترین و پرکاربردترین مشتقات توکوفرول است که حلالیت آن در آب به علت گروه پلی اتیلن گلیکول افزایش یافته است. از TPGS بطور گسترده‎ایی در ساخت نانوساختارهای تحویل دارو استفاده می‎شود. TPGS زیست سازگاری، حلالیت دارو، نفوذ پذیری دارو در بافت و غشا سلولی را افزایش می‎دهد. TPGS با تاثیر بر پمپ های مقاومت دارویی در غشا سلول‎های سرطانی مانع بیرون ریختن دارو شده و بر مقاومت دارویی (MDR) غلبه می‌کند. همچنین، با کمک یا بدون کمک کاسپازهای القاکننده آپوپتوز، منجر به القای آپوپتوز می‎شود و فسفوریلاسیون پروتئین کیناز B (PKB یا AKT) را مهار می‎کند و سپس پروتئین‌های ضد آپوپتوز Survivin و Bcl-2 را کاهش می‎دهد، درنتیجه، باعث فعال شدن کاسپاز 3 و7 و مرگ برنامه ریزی شده سلولی وابسته به کاسپاز می‎شود. به طور همزمان، مرگ سلولی برنامه ریزی شده مستقل از کاسپاز و توقف چرخه سلولی فاز G1/S نیز رخ می‌دهد. در این مطالعه لیپوزوم اصلاح شده با TPGS به همراه دوکسوروبیسین به عنوان یک داروی متداول شیمی درمانی و کورکومین(CUR) به عنوان یک ترکیب طبیعی با خواص ضدالتهابی، ضد میکروبی و ضد سرطانی سنتز شد. کورکومین از طریق چند مسیر موجب القای آپوپتوز در مسیر میتوکندریایی، و در نتیجه افزایش بیان پروتئین پروآپوپتوزی Bax و القای آپوپتوز می‌شود. همچنین، با افزایش نفوذپذیری غشا، منجر به کاهش پتانسیل غشا و رها شدن سیتوکروم‌ها به سیتوزول شده و باعث فعال شدن آبشار کاسپازی والقای آپوپتوز می‎شود. مشخصه یابی لیپوزوم‎های ساخته شده با DLS و پتانسیل Zeta نشان داد که لیپوزوم اصلاح شده با TPGS توانسته است به خوبی 36% و 10% از CUR و DOX را به ترتیب در غشا و حفره درونی خود بارگذاری کند و در نهایت نانولیپوزوم حاصل دارای شعاع 140±2 nm و بار – 45mv است. سایز نانوذره و حضور گروه‌های TPGS در سطح نانوذره توسط میکروسکوپ الکترونی و FT-IR مورد بررسی قرار گرفت. برای بررسی تاثیر همزمانی تیمار TPGS،CUR ، DOX، برروی میزان زنده مانی رده سلولی MDA-MB231 به عنوان یک رده مقاوم سرطان پستان، میزان غلظتی از نانوکپسول که حداقل 50% سلول ها را بکشد، برای نانوذرات حاوی هر یک از این گونه ها به تنهایی و به صورت دوتایی و سه تایی به دست آمد. نتایج به دست آمده نشان داد در حالیکه لیپوزوم حاویTPGS در غلظت‌های بالاتر از µM225 ، 50% سلول های سرطانی را از بین می‎برد. این میزان برای TPGS-DOX و TPGS-CUR به ترتیب µM10 و µM 30 است و برای نانوذره TPGS+DOX+CUR به غلظت µM 3 از هر کدام از گونه ها می‎رسد. همچنین در تست بررسی بیان ژن ها نتایج به دست آمده بیان پروتئین پروآپوپتوزی Bax را افزایش داده و بیان پروتئین‌های ضد آپوپتوزی Bcl2 و ABC1 را بعد از 48 ساعت کاهش داد. بنابراین دارورسانی همزمان موجب هم افزایی در سمیت نانوسامانه در تیمار سلول‌های سرطانی شده است.

کلیدواژه: دی- آلفاتوکوفریل پلی اتیلن گلیکول سوکسینات، دوکسوروبیسین ، کورکومین ، لیپوزوم ، ضد سرطانی، سرطان پستان