نام و نام خانوادگی:راضیه ماموریان اصفهانی
عنوان پایان نامه: بررسی بیان آنزیم‌های دخیل در مسیر تولید سولفید هیدروژن درسلول‌های کومولوس گرانولوزای افراد دارای سندرم تخمدان پلی‌کيستيک کانديد IVF
رشته تحصیلی:زیست شناسی گرایش سلولی و مولکولی
مقطع تحصیلی: کارشناسی ارشد ناپیوسته
استاد راهنما: دکتر فرنوش جعفرپور

چکیده:

سندرم تخمدان پلی‌کیستیک (PCOS) یکی از دلایل ناباروری شایع‌ در عصر کنونی است که 6 تا 21درصد از جمعیت زنان در سن باروری دارای این سندرم هستند. از سوی دیگر شیوع ناباروری در زنان دارایِ PCOS بین 60 تا 70درصد است. از ویژگی‌های بالینی PCOS می‌توان به هایپرآندروژنیسم، تخمدان‌های پلی‌کیستیک و اختلال در تخمک‌گذاری اشاره کرد. مسیرهای سیگنالینگ متعددی در روند تخمک‌گذاری دخیل هستند. یکی از این مسیرهای سیگنالینگ، مسیر تولید سولفیدهیدروژن (H2S) است. تنظیم‌کنندۀ اصلی تولید سولفیدهیدروژن سه آنزیم CBS، CTH و 3-MPST است که به واسطۀ کاتالیز برگشت‌ناپذیر هموسیستئین با آنزیم‌های ذکرشده تولید می‌شود. از سوی دیگر تحقیقات انجام‌شده نشان‌دهندۀ آن است که سولفیدهیدروژن به‌عنوان یک مولکول سیگنال‌دهندۀ گاز درون‌زا، نقش حیاتی در تقسیم میوز و بلوغ تخمک ایفا می‌کند؛ بنابراین این احتمال وجود دارد که اختلال در متابولیسم سولفیدهیدروژن بتواند باعث ایجاد ناهنجاری‌های تولیدمثلی شود. باتوجه به نقش سولفیدهیدروژن در فرآیندهای فیزیولوژیک و پاتوفیزیولوژیک در باروری جنس ماده و همچنین شرایط پاتوفیزیولوژیک موجود در روند فولیکوژنزیز و بلوغ تخمک در افراد PCOS در این مطالعه، یک مطالعۀ موردی‌شاهدیِ آینده‌نگر؛ شامل 32 بیمار PCOS و 30 فرد سالم (زنان اهداکنندۀ تخمک یا زنان درخواست‌کنندۀ تعیین‌جنسیتِ جنین) انجام شد. ابتدا برخی از ویژگی‌های فیزیولوژیکی و هورمونی؛ شامل سن، شاخص تودۀ بدنی، سطح هورمون‌های LH، FSH، AMH و Prolactinو فشارخون و ویتامین دی بررسی شد؛ سپس سلول‌های کومولوسِ نمونه‌ها جهت اندازه‌گیریِ بیان آنزیم‌های CBS، CTH و3-MPST در سطح mRNA، با روش qRT-PCR و آنزیم‌های CBS و CTH در سطح پروتئین، با روش وسترن‌بلات استفاده شد؛ همچنین به بررسی غلظت GSH و GSSG با روش الایزا در مایع فولیکولیِ افراد دارای سندرم تخمدان پلی‌کیستیک و افراد بدون علائم شاخص سندرم تخمدان پلی‌کیستیک پرداختیم. در نهایت نتایج به‌دست‌آمده به‌وسیلۀ برنامۀ SPSS با آزمون Independent-Samples T Test آنالیز آماری شد و نمودارهای مربوط به نتایج، با برنامۀ PRISM رسم شد.
با توجه به مطالعات بیوانفورماتیکی و آزمایشگاهی، تفاوت کاهشیِ معناداری در بیان ژن‌های CBS و CTH در سطح mRNA نشان داده شد. در سطح پروتئینِ افراد PCOS نسبت به افراد non-PCOS نیز کاهش نشان داده شد، اما معناداری مشاهده نشد؛ همچنین تفاوت معناداری در بیان ژن MPST در سطح mRNA مشاهده نشد. غلظت GSH و GSH/GSSG و GSH+GSSG در افراد PCOS کاهشی معنادار داشت و غلظت GSSG افزایش داشت، اما معناداری مشاهده نشد.

کلیدواژه: سولفیدهیدروژن، سندرم تخمدان پلی‌کیستیک، ناباروری  CBS،  CTH، 3-MPST

 

نام و نام خانوادگی:راضیه یزدانی
عنوان پایان نامه: حذف ژن HGF توسط سیستم CRISPR/Cas9 با استفاده نانو ذرات تلفیقی اگزوزوم- لیپوزوم
رشته تحصیلی:زیست شناسی گرایش سلولی و مولکولی
مقطع تحصیلی: کارشناسی ارشد ناپیوسته
استاد راهنما: پروفسور محمد حسین نصر اصفهانی، دکتر فرشته کرمعلی

چکیده:

یکی از فاکتورهای ترشحی مهم که توسط سلول های بنیادی مزانشیمی از جمله سلول های بنیادی مشتق از دندان ترشح می شود، فاکتور رشد هپاتوسیتی (HGF) می باشد. در این مطالعه به منظور کاهش بیان ژن HGF از سیستم CRISPR/Cas9 استفاده گردید. به منظور انتقال سیستم CRISPR/Cas9 به درون سلول‏ها و ترانسفکت سلولی روش‏های مختلفی ارائه شده است. هدف اصلی این مطالعه، تولید نانوذرات تلفیقی اگزوزوم- لیپوزوم (ELHN) به عنوان روشی نوین جهت انتقال سیستم CRISPR/Cas9 به سلول های SCAP بود. انتظار می‌رفت که با استفاده از این روش، بازدهی انتقال وکتور به سلول‏ها در مقایسه با روش های معمول مانند لیپوفکتامین و الکتروپوریشن افزایش یابد.
در این مطالعه، ابتدا gRNA مناسب برای ژن HGF طراحی گردید و پس از الحاق درون وکتور CRISPR/Cas9 ، وارد لیپوزوم های مصنوعی گردید. در مرحله بعد، پس از جمع آوری اگزوزوم و تلفیق آن ها با لیپوزوم های حاوی وکتور CRISPR/Cas9، ELHN تهیه گردید. سپس، ELHN به سلول های SCAP ارائه گردید و میزان کاهش بیان ژن HGF در سطح RNA و پروتئین مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج این مطالعه نشان داد که می توان با استفاده ELHN به طور کارآمدی سیستم CRISR/Cas9 را به سلول‏های SCAP انتقال داد. آنالیزهای توالی یابی DNA ژنومی سلول‏های SCAP، تست QRT-PCR و رنگ آمیزی پروتئین کاهش بیان ژن HGF را نشان داد، همچنین به منظور بررسی تاثیر HGF ترشحی بر تکثیر سلولی تست MTS انجام شد. برای این منظور از محیط کشت مجاور شده با سلول‏های KD -HGF و سلول‏های WT بر روی سلول‏های ADSC استفاده گردید، که نتایج MTS میزان کاهش تکثیر سلولی در گروه KD-HGF را نسبت به گروه WT نشان داد.

کلیدواژه: نانوذرات تلفیقی اگزوزوم- لیپوزوم، سیستم CRISPR/Cas9، فاکتور رشد هپاتوسیتی، سلول‌های بنیادی مشتق از بخش رأسی دندان ((SCAP ISGs.

 

نام و نام خانوادگی:فاطمه کفش رسان
عنوان پایان نامه: انالیز ارتباطی تست های آسیب DNAو محتوای پروتئینی هسته اسپرم در افراد بارور و نابارور کاندید ICSI
رشته تحصیلی:زیست شناسی گرایش سلولی و مولکولی
مقطع تحصیلی: کارشناسی ارشد ناپیوسته
استاد راهنما:دکتر مرضیه تولایی، دکتر محمد حسین نصر اصفهانی

چکیده:

سابقه و هدف: تمرکز فزاینده بر ایجاد ابزارهای جدید برای تشخیص دقیق آسیب DNA و انتخاب  اسپرم های فردی قبل از ICSI به ما این امکان را می دهد تا با اطمینان و کارایی بیشتر به مشاوره و درمان زوجین بپردازیم و ترس های ناشی از ژنوم پدری به خطر افتاده را هنگام درمان مردان با استفاده از تکنولوژی تولید مثل (ART ) کاهش دهیم. هدف این مطالعه بررسی ارتباط بین تست‌های آسیب DNAو محتوای پروتئینی هسته در مردان نابارور کاندید تزریق درون سیتوپلاسمی اسپرم (ICSI) بود و مقایسه بین انواع تست‌های عملکردی اسپرم و ارزیابی نقش فراگمنتاسیون DNA اسپرم در میزان لقاح و باروری این مردان نابارور انجام گردید.
مواد و روش‌ها: اين مطالعه بر روي مایع منی 209 نابارور کاندید ICSI که مراجعه کننده به مرکز باروری و ناباروری اصفهان بودند انجام گرفت و قبل از ورود بيماران به طرح همه شرايط مطالعه به اطلاع بيمار رسانده شده و از آن‌ها رضايت كتبي گرفته شد. پارامترهای اسپرمی، فراگمانتاسیون DNA، کیفیت جنین، میزان لقاح و باروری با انواع تست‌های عملکردی اسپرم (رنگ آمیزی‌های Diff quick، CMA3، آنیلین بلو، تولوئیدن بلو، و SCSA) انجام گردیدند. داده های جمع آوری شده از این مطالعه توسط نرم افزار آماری SPSS مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت. جهت تجزیه و تحلیل پارامترهای زوجین از آزمون های آماری Independent Sample T Test و One Way Anova در گروه نابارور استفاده شده است. داده ها به صورت میانگین± خطای استاندارد ارائه شدند. سطح معنی داری در این آزمون معادل P ≤0/05 در نظر گرفته شده است.
نتایج: در این مطالعه کیفیت جنین ها به دو دسته کیفیت جنین های زیر 50 درصد و کیفیت جنین های بالای 50 درصد تقسیم شدند. هیچ تفاوت معنی داری بین پارامترهای اسپرمی در دو دسته کیفیت جنین دیده نشد، ولی از نظر تست عملکردی اسپرم تولوئیدن بلو و درصد باروری بین دو گروه کیفیت جنین اختلاف آماری معنی داری دیده شد. همچنین نتایج مطالعه ما در رابطه با ارتباط پارامترهای اسپرمی و آسیب DNA اسپرم که با تست های عملکردی اسپرم ارزیابی شد، نشان داد که بین درصد آسیب DNA با غلظت اسپرم (توسط تست AB) و تحرک اسپرم (توسط تست های DFI، و آنیلین بلو AB) رابطه‏ی معکوس و با اسپرم‏های دارای مورفولوژی غیرطبیعی ( با تست‌های AB، CMA3 و درصد HDS) رابطه‏ی مثبت و معنی داری وجود داشت. نتایج عدم اختلاف آماری معنی دار از نظر پارامترهای اسپرمی و تست های عملکردی اسپرم بین سه گروه با حاملگی مثبت (Pregnant)، کیس های با حاملگی منفی (Non-Pregnant) و کیس های بدون انتقال جنین به روشICSI (UE-ET) را نشان دادند، با این تفاوت که فقط مورفولوژی غیرطبیعی اسپرم و در تست DFI بین گروه UE-ET و بقیه گروه ها این ارتباط معنی داری بوده، که در گروه UE-ET که جنین مناسب برای انتقال یا انجماد ندارند درصد DFI و مورفولوژی غیر طبیعی افزایش معنی داری نسبت به دو گروه دیگر را نشان دادند.
نتیجه‌گیری: به طور کلی بیماران نیازمند ICSI سطح بالاتری از آسیب DNA اسپرم را نشان می دهند. در روش هایی مانند IVF یا ICSI، که در آن انتخاب طبیعی و رقابت اسپرم کنار گذاشته می شود، حذف یا جداسازی DNA آسیب دیده اهمیت بیشتری پیدا می کند. با توجه به نتایج این مطالعه می توان به تاثیر منفی سطح کاهش یافته DFI بر کیفیت جنین و نتایج حاملگی اشاره کرد و این نکته به عنوان یکی از تازگی های این مطالعه محسوب می شود. شفاف سازی مکانیسم‌های منجر به شکستن و آسیب به DNA اسپرم و انجام مطالعات بالینی اضافی با استفاده از روش های استاندارد مورد نیاز می باشد و ممکن است به تمرکز بهتر مطالعات با هدف ارزیابی تأثیر داروها در ناباروری مردان کمک کند و چشم اندازهای درمانی جدیدی را برای درمان مردان نابارور ارائه دهد.

کلیدواژه: فراگمانتاسیون DNA، ICSI، اسپرم، تست های عملکردی، لقاح، باروری ISGs.

 

نام و نام خانوادگی:فراز سیفوری
عنوان پایان نامه: ساخت و ارزیابی درون تنی یک زخم پوش چندلایه شامل سلولز باکتریایی،هیدروژل کیتوسان و الیاف پلی کاپرولاکتون بارگذاری شده با نانوذرات اکسید روی
رشته تحصیلی: زيست فناوري – ميکروبی
مقطع تحصیلی: کارشناسی ارشد ناپیوسته
استاد راهنما :  دکتر الهه مسائلی

چکیده:

یک زخم پوش ایده آل و چند لایه باید خصوصیاتی از قبیل پایداری مکانیکی، کنترل رطوبت محیط زخم، زیست سازگاری، انتقال گاز، جلوگیری از عفونت، از بین بردن ترشحات زخم، زیست تخریب پذیری بالا و توانایی چسبندگی به پوست بدون آسیب به زخم را دارا می‌باشد. همچنین باید قابلیت نگهداری اگزودای زخم و خاصیت هموستاز سریع و ضد باکتریایی را نیز داشته باشد. بنابراین زخم پوش‌ها باید حداقل دو لایه بوده به طوریکه قسمت فوقانی از ورود میکروب جلوگیری کرده و قسمت تحتانی قابلیت زهکشی اگزودای زخم را داشته باشد که وجود غشاهای نامتقارن در تولید زخم پوش‌ها یکی از نقاط قوت مطالعات در این زمینه می‌باشد. در این پژوهش زخم پوش سه لایه‌ای طراحی شد به طوری که لایه رویی آن، لایه سلولز باکتریایی به عنوان لایه با خاصیت نفوذپذیری بالا آب و گاز و تخلخل بالا لایه میانی پلیمر طبیعی هیدروژل کیتوسان به عنوان هموستات با خاصیت تحریک سلولی و ضد باکتریایی بارگذاری شده با نانوذرات اکسید روی برای بهبود خاصیت ضد باکتریایی و لایه زیرین از داربست الکتروریسی شده پلی کاپرولاکتون برای استحکام مکانیکی داربست انتخاب شدند. آنالیزهایی از جمله SEM و بررسی مورفولوژی لایه ها و DLS و Zeta Potential برای نانوذرات اکسید روی، رهایش دارو از زخم پوش، خاصیت تورم زخم پوش سه لایه، زیست تخریب پذیری و میزان تغییرات pH، به عنوان بررسی‌های فیزیکی و شیمیایی زخم پوش انجام گرفت. لایه سلولز باکتریایی با میانگین قطر 5±95، و لایه PCL با میانگین قطر 3±303 نانومتر با ظاهری صاف و بدون بید و میانگین قطر نانوذرات اکسید‌روی 7±212 نانومتر گزارش شد. همچنین زخم پوش سه لایه BC/Chi+ZnO/PCL خاصیت ضد باکتریایی اثر گذاری بر روی هر دو سویه E.coli و S.areus از خود نشان داد. با توجه به نتایج حاصل از تورم مناسب و رهایش آهسته نانوذرات و خاصیت ضد باکتریایی مشخص شد که پانسمان زخم سه لایه BC/Chi+ZnOPCL از پتانسیل بالایی به عنوان زخم پوش برای زخم برخوردار است. در ادامه آنالیزهای ترمیم زخم در مدل برون تنی برای زخم پوش سه لایه و ارزیابی هیستوپاتولوژیکی نواحی زخم انجام شد و نتایج نشان داد که زخم پوش سه لایه حاوی نانوذرات در کوتاه مدت درمان زخم را تسریع می کند.

کلیدواژه:

زخم پوش چند لایه، سلولز باکتریایی، هیدروژل کیتوسان، نانوالیاف پلی کاپرولاتون، نانوذرات اکسید روی

 

 

نام و نام خانوادگی:شیما حمزه
عنوان پایان نامه: بررسی بیان ژن های تحریک شده توسط اینترفرون در بافت اندومتریوم رحم در حضور بلاستوسیست های حاصل از لقاح آزمایشگاهی و شبیه سازی در شرایط اکس ویوو در گونه گاو
رشته تحصیلی:زیست شناسی گرایش سلولی و مولکولی
مقطع تحصیلی: کارشناسی ارشد ناپیوسته
استاد راهنما:دکتر فرنوش جعفرپور، دکتر مهدی حاجیان حسین ابادی

چکیده:

رویان تشکیل شده در گاو تقریبا در روز هفتم پس از لقاح به مرحله ی بلاستوسیست رسیده که بلاستوسیست با تمایز به دو رده ی سلولی توده سلولی درونی و تروفکتودرم مشخص می گردد. تا رسیدن به مرحله ی بلاستوسیست، تکوین رویان از مسیرهای پیام رسان رحمی مستقل بوده، به گونه ای که تولید جنین تا مرحله بلاستوسیست در شرایط آزمایشگاهی تقریباً آسان می باشد. پس از مرحله بلاستوسیست، رویان گاو برای ادامه تکوین خود به طور کامل به ترشحات رحمی وابسته می باشد. از سوی دیگر میزان بیان ژن ها در اندومتریوم رحم به مرحله تکوین رویان نیز بستگی دارد و به احتمال زیاد به دلیل ترشح ترکیباتی مانند اینترفرون تائو (IFN-τ) است، اما به طور بالقوه سلول های بلاستوسیست می توانند بر میزان بیان ژن ها در اندومتریوم رحم تأثیر بگذارند. هدف از این تحقیق بررسی تغییرات ایجاد شده در بیان ژن های خانواده ISGs در بافت اندومتریوم رحم در هم کشتی با بلاستوسیست های حاصل از لقاح آزمایشگاهی و شبیه سازی (آزمایش 1) و همچنین بررسی بیان این ژن ها در بافت اندومتریوم رحم در حضور محیط کشت حاصل از آزمایش 1 (آزمایش 2) در شرایط آزمایشگاهی در گونه گاو بود. بدین منظور، ابتدا جنین های گاوی با دو تکنیک لقاح آزمایشگاهی و شبیه سازی تولید شد و سپس بلاستوسیست های تولید شده در هر دو روش در شرایط آزمایشگاهی در معرض نمونه رحمی قرار گرفته و پس از 24 ساعت مجاورت، بیان ژن های تحریک شده توسط اینترفرون (MX1, MX2, OAS1Y, ISG15, RSAD2) در سطح mRNA در بافت رحم با روش real time PCR بررسی شد. مشاهدات ما نشان داد، بیان ژن های خانواده ISGs در بافت اندومتریوم رحم در حضور بلاستوسیست های حاصل از لقاح آزمایشگاهی در مقایسه با بلاستوسیست‌های حاصل از شبیه سازی دارای افزایش بیان قابل توجهی بود. در ادامه استفاده از محیط کشت (CM) بلاستوسیست‌های حاصل از هر دو روش نیز این افزایش بیان ژن های خانواده ISGs را در بافت اندومتریوم رحم نشان داد. نتایج حاصل از این آزمایش تأیید کننده این مطلب است که فاکتورهای ترشحی بلاستوسیست‌ها از قبیل القا کننده‌های بیان ژن های خانواده ISGs یعنی IFN-τ در CM آنها‌ وجود داشته و پایدار هستند.

کلیدواژه: بلاستوسیست، شبیه ­سازی، لقاح آزمایشگاهی، اندومتریوم رحم، اینترفرون تائو ، ژن­های خانواده ISGs.

 

نام و نام خانوادگی:راضیه فتحی
عنوان پایان نامه: بررسی بیوانفورماتیکی و بیانی ریبونوکلئیک اسیدهای بلند غیر کد شونده MIR4435-2HG و TTC28-AS1 در سلول های گرانولوزا بیماران مبتلا به PCOS و افراد نرمال
رشته تحصیلی: زيست فناوري – ميکروبی
مقطع تحصیلی: کارشناسی ارشد ناپیوسته
استاد راهنما : دکتر محمدحسین نصر اصفهانی

چکیده:
Polycystic ovary syndrome (PCOS) is one of the most common endocrine disorders in women of reproductive age, characterized by ovulation disorder, hyperandrogenism, polycystic ovary morphology and genetic heterogeneity. Despite the extensive research that has been done on this disease, its main cause or causes are still unknown. It is now well accepted that altered activities of long non-coding RNAs (lncRNAs) are associated with the development of human diseases. However, the role of lncRNAs is unknown in reproductive medicine, except for limited cases that include the effect of changing the expression of lncRNAs on the proliferation and steroidogenesis of granulosa cells in women with PCOS.
Here, we aim to identify key lncRNAs involved in the development or exacerbation of PCOS using bioinformatics studies. Two microarray datasets were extracted from the GEO gene expression database. Among them, genes with different and significant expression (DEGs) were identified. Then, two key lncRNAs, TTC28-AS1 and MIR4435-2HG, were selected from the lncRNA list based on their correlation with each other and with the genes identified in the previous step. The measurement of the expression of these two lncRNAs was consistent with the analyzes performed in such a way that TTC28-AS1 lncRNA showed a significant decrease in expression in the PCOS group compared to the control group, and MIR4435-2HG lncRNA showed an increase in expression that was expected, but this The change was not significant. Then the relationship between the expression of TTC28-AS1 lncRNA and the clinical, biochemical and hormonal parameters of both groups in the study was investigated. The results showed a significant correlation between TTC28-AS1 lncRNA expression and LH, FSH, AMH and testosterone levels. The oocyte/embryo quality in PCOS patients undergoing ART cycles was evaluated and its relationship with TTC28-AS1 expression was investigated. Among these data, only the percentage of germinal vesicles, degenerated oocytes and the number of embryos had a significant correlation with the expression of TTC28-AS1.
The genes regulated by two candidate lncRNAs were also identified, which included FOS, PFKFB4, EGR2, TBC1D22A, ARHGEF40, and ENO2, and it was shown that they are active in various pathways such as TNF-alpha, cholesterol homeostasis, hypoxia, p53 pathway, and apoptosis. do Since it is possible that the differential expression analysis of lncRNAs can introduce diagnostic biomarkers for therapeutic purposes and suggest new approaches to understand the pathogenesis of this syndrome. In this study, the above genes are suggested as potential biomarkers for PCOS diagnosis in peripheral blood. Finally, using drug databases such as TTD، DGIdb، GeneCards, possible drugs (metformin, pioglitazone, dexamethazone, propofol and Capsaicin) that can regulate the obtained candidate genes were proposed and reported.

کلیدواژه: polycystic ovary syndrome, PCOS, lncRNAs, TTC28-AS1, infertility

 

نام و نام خانوادگی:سیده بشری سادات
عنوان پایان نامه: به دام انداختن نانوذرات آلژینات در داربست سلولز باکتریایی/ژلاتین به عنوان یک سیستم بالقوه تحویل پروتئین
رشته تحصیلی: زيست فناوري – ميکروبی
مقطع تحصیلی: کارشناسی ارشد ناپیوسته
استاد راهنما :  دکتر الهه مسائلی

چکیده:

هیدروژل کامپوزیتی سلولز باکتریایی/ژلاتین (BC/Gel) که با ادغام نانوحامل های حاوی دارو به عنوان سیستم های دارورسانی پایدار با استفاده از مدل دارویی پروتئین آلبومین گاوی (BSA) طراحی شدند. ساخت درجا (In Situ) کامپوزیت BC/Gel در محیط کشت حاوی %wt/v 5/0 ژلاتین انجام گرفت و پس از استخراج، خالص‌سازی و ایجاد اتصالات عرضی، هیدروژل‌ها تحت یک مرحله پوشش عمیق توسط سوسپانسیون Alg-NPs-BSA قرار گرفتند. نتیاج آزمون  DLS و تصاویر TEM تشکیل ذرات آلژینات کروی تا بیضوی در ابعاد میکرو _نانو را گزارش می کند. طیف ATR-FTIR، حضور ژلاتین و ذرات آلژینات را در نمونه های مربوطه تایید کرد. به علاوه الگوی XRD، و نتایج TGA به ترتیب کاهش درجه بلورینگی و افزایش مقاومت حرارتی BC/Gel/Alg-NPs نسبت به BC و BC/Gel را نشان داد. بررسی زاویه تماس پویا و نرخ تورم داربست ها نشان از کاهش آبدوستی و جذب آب BC/Gel/Alg-NPs نسبت به BC و BC/Gel داشت و نرخ تخریب پس از 28 روز به ترتیب به 19/49، 47/46، 8/54 درصد رسید. همچنین داربست های BC/Gel/Alg-NPs انتشار پایدار و کنترل شده BSA را نشان دادند. پس از کشت سلول های فیبروبلاست بر گروه های داربست مبتنی بر BC‌، در نهایت نتایج آزمون MTS، تصویربرداری میکروسکوپ فلورسنت و SEM، فعالیت سلولی مطلوب و مورفولوژی طبیعی سلول ها را نشان داد. به طور کلی نتایج این پژوهش، پتانسیل بالقوه داربست های BC/Gel تقویت‌شده با کمپلکس Alg-NPs را جهت بازسازی بافت و دارورسانی در مهندسی بافت نشان دادند.

کلیدواژه: سلولز باکتریایی- نانوکامپوزیت- داربست- هیدروژل- نانوذرات آلژینات- دارورسانی

 

نام و نام خانوادگی:کیمیا ممتحن
عنوان پایان نامه: ساخت و مشخصه یابی هیدروژل قابل تزریق آلجینات/ ژلاتین تقویت شده با نانو بلورهای سلولز باکتریایی
رشته تحصیلی: زيست فناوري – ميکروبی
مقطع تحصیلی: کارشناسی ارشد ناپیوسته
استاد راهنما :  دکتر الهه مسائلی

چکیده:

Hydrogels that form a gel after injection into the body environment and within the biological conditions of the injection site are called in-situ injectable hydrogels.The injectable hydrogel of alginate and gelatin was tested in this experiment with the adaptation of alginate/gelatin cross networks, ionic crosslinking of alginate with calcium chlorate, and supramolecular interactions in order to create a superior tissue engineering substrate, which was mechanically strengthened by integrating bacterial cellulose nanocrystals. Therefore, in this study, Alg/Gel/BCN nanocomposite injectable hydrogels with different percentages of BCN were prepared, and their physical, chemical, mechanical, rheological properties and biological properties were evaluated. TEM results of bacterial cellulose nanocrystals showed that most particles have an average size of 28±33.72 nm and tubular morphology. The FTIR results clearly showed that strengthening the hydrogel with BCN did not change the network structure of Alg/Gel hydrogel. The XRD pattern showed an increase in the crystallinity index of the BCN sample compared to BC, which indicates the reduction of amorphous regions in BCN. In general, the results of the swelling and degradation test showed that the inclusion of BCN into Alg/Gel hydrogel has a potential role in improving the swelling and degradation rate. According to TGA results and improved thermal resistance by adding BCN, Alg/Gel/BCN nanocomposite injectable hydrogel is suitable for biomedical applications up to 200℃. The results of the compressive strength test also showed that the addition of BCN as a reinforcing agent led to the formation of denser and highly intertwined networks and thus increased the compressive strength and Young’s modulus. The results of frequency rheology showed that Alg/Gel/BCN6% hydrogels with 106 (pa) and Alg/Gel hydrogels with 105 (pa) respectively have the highest and lowest storage modulus, showing increases in the storage modulus by adding BCN and limiting polymer chains viscosity in the nanocomposite. The results of MTS assay, fluorescent microscope imaging, and Live/Dead staining showed high cell activity and normal cell morphology of fibroblasts-laden hydrogels. In general, the results of this research showed the potential of injectable BCN-reinforced Alg/Gel hydrogels as a bio-ink in 3D printing and in-situ forming gel in tissue engineering.

کلیدواژه: Bacterial cellulose nanocrystals; Injectable hydrogel; Alginate/Gelatin; Tissue engineering

 

نام و نام خانوادگی:مولود شاه‌‌زیدی
عنوان پایان نامه: طراحی و ساخت سامانه‌ی ترنسفرزومی حاوی اسید فرولیک و بررسی اثرآن در مقابله با باکتری استافیلوکوکوس‌‌آرئوس به عنوان یک مدل درمان پوستی
رشته تحصیلی: زيست فناوري – ميکروبی
مقطع تحصیلی: کارشناسی ارشد ناپیوسته
استاد راهنما اول: دکتر فرشاد همایونی‌‌مقدم – دکتر کیانوش درمیانی

چکیده:

دارورسانی به پوست با استفاده از محصولات پوستی به عنوان یک درمان غیرتهاجمی دارای مزایایی از جمله انتشار موضعی موثر و مداوم و کاربرد آسان و مقرون به صرفه برای بیمار است. با وجود این مزایا، لایه شاخی که به عنوان یک لایه دفاعی عمل می‌‌کند، از نفوذ مولکول های بزرگتر از 500 دالتون جلوگیری می‌‌کند. برای انتقال مولکول‌های بزرگ‌تر، سیستم‌های دارورسانی مبتنی بر نانوحامل پیشنهاد می‌‌شود. هدف از انجام این پژوهش استفاده از نانوحامل لیپیدی ترنسفرزوم حاوی اسید فرولیک (TF-FA) با داشتن خاصیت ضدمیکروبی، به عنوان یک گزینه درمانی برای بیماری پوستی سلولیتز که منشا آن عفونت ناحیه درم پوست در اثر ورود پاتوژن استافیلوکوکوس آرئوس (S. aureus) است، میباشد. اسید فرولیک (Ferulic Acid (FA))یک ترکیب فنلی دارای خواص ضدمیکروبی میباشد و به عنوان یک آنتی اکسیدان قوی دارای توانایی مراقبت از پوست است اما بدلیل ناپایداری ، کپسوله کردن آن درون نانوحامل کمک به بهبود انتقال آن میکند. جهت انجام پژوهش ابتدا تهیه نانوحامل TF-FA توسط دستگاه تبخیر در خلا چرخان انجام شد و سپس به بررسی های لازم جهت مشخصه‌‌یابی، تعیین خاصیت ضدمیکروبی، بررسی اثر سمیت سلولی و درنهایت توانایی عبور و نفوذ در پوست پرداخته شد. نتایج بررسی DLS ، پتانسیل زتا و شاخص پراکندگی در TF-FA نشان داد ، اندازه آن کمتر از 100 نانومتر و پتانسیل زتا برابر 3/25- میلی‌‌ولت و شاخص پراکندگی 16/0می‌باشد که حاکی از نانو بودن و پایداری مطلوب آن می‌باشد. طبق نتایج طیفFT-IR حاصل از نانوحامل، نوار قوی و گسترده مربوط به FA در عدد موج cm-1 08/3331 مشخص شد که مشخصه گروه OH فنولی در ترکیب است. همچنین در الگوی XRD نتایج نشان داد که FA با موفقیت درون ترنسفرزوم کپسوله شده است و راندمان کپسوله شدن FA درون نانوحامل معادل با 1/82% بدست آمد. بررسی رهایش FA در سامانه بصورت آهسته رهش و تدریجی در طی 24 ساعت بود. غلظت مهارکنندگی (MIC) و غلظت کشندگی (MBC) نانوحامل TF-FA مقابل باکتری(S. aureus) برابر 5/1 و 3 میلی‌‌گرم بر میلی‌‌لیتر بدست آمد. نتایج حاصل از تیمار با سلول‌‌های فیبروبلاست پوستی نشان داد، حضور FA به صورت آزاد و کپسوله می‌‌تواند سرعت بسته شدن زخم را به طور معنی داری افزایش دهد. نتایج بررسی نفوذ و رسوب پوستی FA موجود در TF-FA توسط فرانزسل پس از گذشت 24 ساعت برابر (µg /cm2/h) (91/3±) 4/106 و (µg/cm2) (2/1±) 26/34 بدست آمد که در مقایسه با حالت غیرکپسوله آن میزانی بیش از دو برابر داشت. نتایج حاصل نشان داد بارگذاری FA در نانوحامل‌‌ لیپیدی ترنسفرزوم میتواند از آن در برابر غیرفعال شدن محافظت کند و سمیت و عوارض جانبی بالقوه و مضر آن را کاهش دهد. به همین منظور نانوحامل TF-FA می‌تواند به عنوان یک محصول درمانی با پتانسیل دارورسانی به پوست در مقابله با بیماری سلولیتز پیشنهاد شود.
نتیجه‌گیری : با توجه به تاثیر سوپرناتانت باکتری‌‌‌‌‌‌های پروبیوتیک بر مهار تومورهای سرطانی می‌توان از این پروبیوتیک‌ها برای ادجوانت تراپی، افزایش تاثیر داروهای ضد سرطانی و همچنین به عنوان حامل‌های دارویی استفاده کرد.

کلیدواژه: نانوحامل لیپیدی – ترنسفرزوم – اسید فرولیک – تحویل پوستی- سلولیتز

 

نام و نام خانوادگی:شادی مرادی
عنوان پایان نامه: بررسی اثر سوپرناتانت باکتری‌‌‌‌‌‌های لاکتوباسیلوس کازئی و لاکتوباسیلوس رامنسوس بر القای آپوپتوز و مهار سیکل سلولی رده سلولی PANC-1
رشته تحصیلی: زيست فناوري – ميکروبی
مقطع تحصیلی: کارشناسی ارشد ناپیوسته
استاد راهنما اول: دکتر مهدی حاجیان-دکتر فاطمه سلیمانی‌فر

چکیده:

هدف تحقیق : سرطان پانکراس به علت نداشتن علائم بالینی مشخص در مراحل پیشرفته قابل تشخیص میباشد. با توجه به اثرات جانبی درمان های شیمی درمانی بر بدن انسان و تاثیر میکروبیوم بدن انسان بر درمان سرطان با ایجاد پاسخ التهابی در مطالعات اثر پروبیوتیک‌های، کشته شده و یا سوپرناتانت آنها بر آپوپتوز سلول‌های سرطانی در رده‌های مختلف با استفاده از سویه‌های متفاوتی مورد بررسی قرار گرفته است. در تحقیق پیش رو اثر سوپرناتانت باکتری‌‌‌‌‌‌های لاکتوباسیلوس کازئی و لاکتوباسیلوس رامنسوس بر مهار سیکل سلولی و همچنین القاء آپوپتوز در رده سلولی PANC-1 مورد بررسی قرار گرفته است.
روش تحقیق: در این تحقیق باکتری‌‌‌‌‌‌های لاکتوباسیلوس کازئی و لاکتوباسیلوس رامنسوس در محیط MRS مایع کشت داده شده و پس از رسیدن به OD~0.7 رسوب سلولی به محیط DMEM فاقد سرم منتقل شد. 24 ساعت پس از کشت، سلول‌‌‌‌‌‌های PANC-1 در محیط DMEM حاوی 10% سرم و غلظت‌‌‌‌‌‌های 5%،10%،20%،40% از سوپرناتانت باکتری‌‌‌‌‌‌ها تیمار شدند و زنده‌مانی سلول‌‌‌‌‌‌ها به روش MTS مورد بررسی قرار گرفت. همچنین با انتخاب غلظت IC50 به عنوان غلظتي که 50% رشد سلول را نسبت به گروه کنترل متوقف مي کند، تست‌های مربوط به آپوپتوز و سیکل سلولی با دستگاه فلوسایتومتری انجام شد. سپس با استفاده از Real time PCR بیان ژن‌‌‌‌‌‌های پرو‌آپوپتوزی BAX و آنتی آپوپتوزی BCL-XL مورد بررسی قرار گرفت تحلیل های آماری تمامی تست ها در برنامه Graph Pad Prism و سطح معنی داری 0.05 P value = مورد بررسی قرار گرفت.
یافته‌‌‌‌‌‌ها : تحلیل‌‌‌‌‌‌های آماری انجام شده نشان دهنده معنی دار بودن مرگ سلول‌‌‌‌‌‌های PANC-1 در غلظت‌‌‌‌‌‌های 10 %، 20 % و 40 % در مقایسه با گروه بدون تیمار بوده است. تیمار سلول‌‌‌‌‌‌هایPANC-1 با غلظت 20% به عنوان غلظت IC50 از سوپرناتانت باکتری‌‌‌‌‌‌های لاکتوباسیلوس رامنسوس، لاکتوباسیلوس کازئی و ترکیب هر 2 سوپرناتانت، سبب افزایش معنی دار آپوپتوز به ترتیب به میزان 42% ، 39.33%، 40.33 % بوده است . همچنین تیمار سلول‌‌‌‌‌‌های PANC-1 با غلظت 20% سبب کاهش تعداد سلول‌ها در فازG1 و افزایش تعداد سلول‌ها در فاز S نسبت به کنترل و در نتیجه توقف چرخه سلولی در فاز S گردیده است(P≤0.05). از تیمار سلول‌های فیبروبلاست با غلظت 20% ، تغییر معنا داری نسبت به گروه کنترل مشاهده نگردید(P≥0.05). بیان ژن‌‌‌‌‌‌ BAX در سلول‌‌‌‌‌‌هایPANC-1 تیمار شده برای گروه های تیماری سوپرناتانت لاکتوباسیلوس رامنسوس، کازئی و ترکیب سوپرناتانت ها به ترتیب به میزان 2.1 ،1.78 و 2.3 در مقایسه با سلول‌‌‌‌‌‌های کنترل افزایش و بیان ژن‌‌‌‌‌‌ BCL-XL در سلول‌‌‌‌‌‌هایPANC-1 تیمار شده برای گروه های تیماری سوپرناتانت لاکتوباسیلوس رامنسوس، کازئی و ترکیب سوپرناتانت ها به ترتیب به میزان 0.33 ،0.35 و 0.34 در مقایسه با سلول‌‌‌‌‌‌های کنترل کاهش یافته است (P≤0.05). اما در سلول‌‌‌‌‌‌های فیبروبلاستی، تغییر معنی داری در افزایش یا کاهش بیان ژن‌‌‌‌‌‌ها مشاهده نشده است(P≥0.05).
نتیجه‌گیری : با توجه به تاثیر سوپرناتانت باکتری‌‌‌‌‌‌های پروبیوتیک بر مهار تومورهای سرطانی می‌توان از این پروبیوتیک‌ها برای ادجوانت تراپی، افزایش تاثیر داروهای ضد سرطانی و همچنین به عنوان حامل‌های دارویی استفاده کرد.

کلیدواژه: پروبیوتیک،سوپرناتانت،آپوپتوز،سلول‌سرطانی