نام و نام خانوادگی:مرجان صادقی
عنوان پایان نامه: ارزیابی تاثیر IWR1 بعنوان مهار کننده مسیر پیام رسان WNT بر تکوین قبل از لانه گزینی جنین های حاصل از لقاح آزمایشگاهی و شبیه سازی شده در گونه بز
رشته تحصیلی:زیست شناسی گرایش سلولی و مولکولی
مقطع تحصیلی: کارشناسی ارشد ناپیوسته
استاد راهنما اول: دکتر فرنوش جعفرپور
استاد راهنما دوم:دکتر محمدحسین نصر اصفهانی

چکیده:

مقدمه: علیرغم پیشرفتهای فراوان در بهبود روش لقاح آزمایشگاهی و شبیه سازی (IVF ،SCNT )کارایی آن از نظر تکوین پس ازلانه گزینی در مقایسه با بارداری طبیعی در گونه های مختلف کمتر است. سه مسیر اصلی پیام رسان در تکوین جنین دخیل هستند: WNT،FGF ،TGF-β، در بین این مسیرها ،مسیر WNT نقش مهمی را در فرآیند تکوین دارد. اطلاعات محدودی در مورد نقش مسیر WNT در تکوین جنین های لقاح یافته وجود دارد. مطالعات قبلی نشان داده است که فعال سازی مسیر WNT در طی مراحل پس از تسهیم یا متراکم شدن جنین می تواند تکوین قبل از لانه گزینی را کاهش دهد. با توجه به این ، در این مطالعه ما اثر مهار WNT را با استفاده از یک ریزمولکول (IWR1 ) در طی مراحل پس ازمتراکم شدن جنین در تکوین قبل از لانه گزینی جنین های IVF و SCNT در گونه های بز ارزیابی کردیم.
مواد و روش ها:به منظور بررسی مهار مسیر WNT بر میزان بلاستوسیست جنین های حاصل از IVF ، 3 غلظت از IWR1 (25/1, 5/2, 5 میکرومولار) 4 روز پس از لقاح به محیط کشت اضافه شد. میزان بلاستوسیست در روز 7 رشد در شرایط آزمایشگاهی ارزیابی شد. علاوه بر این ، تعداد کل سلول (TCN) ، تعداد توده سلول داخلی (ICM) وتعداد سلول های تروفکتودرم (TE) از طریق رنگ آمیزی دیفرنشیال در بلاستوسیست مشتق شده از گروه های مختلف تیماری ارزیابی شد. سپس میزان جابه جایی پروتئین B-CATENIN از طریق رنگ امیزی ایمونوسیتوشیمی بررسی شد و بیان ژن های در گیر در مسیر (b-catenin و frizlled ) و ژن های تکوینی ( nanog و cdx2 و oct4) از طریق تکنیک Real time pcr مورد بررسی قرار گرفت .سپس دو غلظت موثر بر تکوین در جنین های ivf (1.25 و 5 )بر روی جنین های حاصل از شبیه سازی مورد بررسی قرار گرفت و تمام انالیز های بالا نیز برای این جنین ها انجام گرفت.
يافته¬ها: نتایج ما نشان داد که تیمار جنین های حاصل از IVF با غلظت های 1.25 و 5 میکرومولار IWR1 میزان بلاستوسیست را به میزان قابل توجهی افزایش می دهد ( 32.25±3.58 و 33.69±5.64 درصد به ترتیب) در مقایسه با گروه کنترل (20.38±2.68 %) .و همچنین تیمار جنین های SCNT نیز در دو غلظت 1.25 و 5 میکرومولار از IWR1 میزان بلاستوسیست را به میزان قابل توجهی افزایش می دهد (25.23±1.69 و 35.25±2.72 )
تعداد ICM ، TE و TCN پس از تیمار با IWR1 در جنین های بلاستوسیست تغییر نکرد. میزان شدت رنگ بتاکتنین نیز مطابق با الگوی تکوین در روز هفتم جنینی بود .
نتیجه گیری: نتایج مطالعه ما نشان داد که مهار مسیر WNT با یک مولکول کوچک کارآمد ، IWR1 ، می تواند تکوین جنین قبل از لانه گزینی را از نظر میزان بلاستوسیست بهبود بخشد بدون اینکه بر روی تعداد کلی سلول ها و بیان ژن های تکوینی اثر سوء ای بگذارد.

کلیدواژه: مسیر پیام رسانی WNT ، SCNT ، IWR1

 

نام و نام خانوادگی:ریحانه آقاجانی
عنوان پایان نامه: بررسی پارامترهای اسپرمی، تست های عملکردی و اجزاء اصلی چرخه ی “one carbon cycle” در موش های نر تیمار شده با پاروکستین متعاقب القای افسردگی
رشته تحصیلی:زیست شناسی گرایش سلولی و مولکولی
مقطع تحصیلی: کارشناسی ارشد ناپیوسته
استاد راهنما اول: دکتر محمد حسین نصر اصفهانی
استاد راهنما دوم:دکتر مرضیه تولائی

چکیده:

هدف: بیماری های شدید افسردگی (MDD) یکی از بیماری های پیشرو در جهان است و استفاده از داروهای ضد افسردگی همچون پاروکستین بسیار شایع می باشد، مطالعات و بررسی های پیشین، مشخص نموده که این دارو با تأثیری که روی هورمون هایی نظیر LH و FSH می گذارد، می تواند پارامترهای اسپرمی همچون: مورفولوژی، تعداد و تحرک را تحت تاثیر قرار دهد ومنجر به کاهش پتانسیل باروری شود. از طرفی افسردگی یک بیماری پیچیده است و عوامل ژنتیکی، اپی ژنتیکی(چرخه ی انتقال کربن و متیلاسیون) و محیطی در بروز آن نقش دارند و از آنجایی که برخی مطالعات هم نشان داده اند که در افراد افسرده به طور کلی کمبود فولات و ویتامین B12 و افزایش هموسیستئین وجود دارد که از اجزاء اصلی “one carbon cycle” هستند و چرخه هم به نوبه ی خود در تولید انتقال دهنده های عصبی نظیر سروتونین نقش دارد،که می توان به اهمیت حضور ویتامین B12 و فولات برای پیش برد چرخه و بیوسنتز انتقال دهنده های عصبی مثل سروتونین و کاهش افسردگی پی برد . بنابراین هدف این مطالعه، القاء افسرگی در موش های نر نژاد NMRI و بررسی تاثیر داروی پاروکستین بر پارامترهای اسپرمی، تست های عملکردی اسپرم و اجزاء اصلی چرخه ی “one carbon cycle” که در هموستاز سلولی و تعادل اکسیدانت – انتی اکسیدانتی و ایجاد افسردگی نقش بسزایی دارد، می باشد.
مواد و روش ها: در این مطالعه، 30 موش نر نژاد NMRI را در 5 گروه به شرح زیر :
1)موش هایی که افسردگی مزمن در آنها ایجاد می شود.
2)موش های افسرده، که با دوز اپتیمال داروی پاروکستین تیمار شده اند.
3) موش های بدون افسردگی، تیمار شده فقط با داروی پاروکستین.
4)گروه سالین(حلال پاروکستین).
5)گروه کنترل تقسیم نموده و پس از تکمیل دوره ی اسپرماتوژنز حیوانات، آنها را قربانی کرده و به ارزیابی پارامترهای اسپرمی، پراکسیداسیون لیپید اسپرم، آسیب DNA، کمبود پروتامین و تست بادی پای، پرداخته و پلاسمای حیوانات را برای بررسی اجزای اصلی چرخه ی انتقال کربن جداسازی کرده ایم .
یافته¬ها: پارامترهای اسپرمی و تست های عملکردی اسپرم در حیوانات گروه پاروکستین و گروه استرس، در مقایسه با گروه کنترل و سالین و گروه استرس + پاروکستین، تفاوت معنی داری داشته است (p<0.05). با مقایسه اجزای اصلی چرخه ی انتقال کربن نظیر متیونین ،هموسیستئین ، فولات ، B12 ،گلایسین ، ترئونین و هورمون های FSH و LH در پلاسمای خون موش های گروه استرس و گروه پاروگستین و گروه استرس + پاروکستین در مقایسه با گروه کنترل و سالین، تفاوت معنی¬داری مشاهده کردیم(p>0.05) که این نتایج، مشایه نتایج به دست آمده از مقایسه بافت ها بود.
نتیجه¬گیری: افسردگی و استرس بدون درمان می تواند پارامترهای اسپرمی و در نتیجه پتانسیل باروری را متأثر کند.همچنین در این مطالعه مشاهده شد که استفاده از داروی پاروکستین به تنهایی هم می تواند اثر سوء داشته باشد و بر پارامتر های اسپرمی و بافت های بدن اثر تخریبی بگذارد.از طرفی اجزاء اصلی چرخه ی انتقال کربن نیز که نقش مهمی در متابولیسم بدن و مسیرهای مختلف ضروری برای بدن دارد نیز تفاوت معنی داری، در گروه استرس و گروه پاروکستین در مقایسه با گروه های کنترل دارد.

کلیدواژه: ناباروری مردان، افسردگی، اسپرماتوژنز، پارامتر های اسپرمی، پاروکستین ،SSRI ، سروتونین ، چرخه ی انتقال کربن

 

نام و نام خانوادگی:نفیسه زمانی
عنوان پایان نامه: بررسی آنزیم‌های سیستاتیونین بتا-سنتتاز و سیستاتیونین گاما-لیاز دخیل در مسیر ترانس سولفوراسیون و HO-1، در بافت بیضه مدل موش‌های نر نژاد C57، دارای کمبود ویتامین‌های B9 و B12
رشته تحصیلی:زیست فناوری میکروبی
مقطع تحصیلی: کارشناسی ارشد ناپیوسته
استاد راهنما اول: دکتر مرضیه تولائی
استاد راهنما دوم:دکتر محمدحسین نصر اصفهانی

چکیده:

مقدمه: با توجه به اینکه ثابت شده است افزایش هموسیستئین باعث افزایش استرس اکسیداتیو از طریق تولید بیش از حد گونه های فعال اکسیژن (ROS) می شود و افزایش ROS مرتبط با ناباروری است. یکی از چرخه های متابولیکی که در تولید آنتی اکسیدانت ها به واسطه یکسری آنزیم ها، کوفاکتورها و ویتامین ها عمل می کند، چرخه 1-کربن است. لذا در این مطالعه سعی بر آن شد که، با ایجاد مدل موش های نر نژاد C57 دارای نقص ویتامین های B9 و B12، آنزیم های اصلی دخیل در مسیر ترانس سولفوراسیون (CBS و CSE)، از چرخه 1-کربن که در تولید آنتی اکسیدانت ها نقش دارند، و همچنین HO-1 بر روی بافت بیضه این موش ها، مورد بررسی قرار گیرد.
روش‌ها: در این تحقیق از 20 سر موش نر نژاد C57 (چهار هفته با میانگین وزن10-15 گرم) در دو گروه ده تایی شامل گروه های کنترل با مصرف غذای نرمال AIN-93G و گروه کمبود ویتامین های B9 و (VBD) B12 با مصرف جیره غذایی فاقد ویتامین های B9 و B12 به مدت 90 روز استفاده گردید. پس از گذشت 90 روز با خون گیری از قلب، نمونه های خون موش ها جمع آوری شد و میزان ویتامین های B9 و B12، تستوسترون و هموسیستئین در هر گروه تعیین گردید و همچنین قسمت دم اپیدیدیم برای انجام تست های پارامترهای اسپرمی و بافت بیضه برای بررسی هیستوپاتولوژی و ایمنوهیستوشیمی به آزمایشگاه آندرولوژی ارسال گردید. بررسی بیان ژن های CBS، CSE و HO-1 در سطح RNA در بافت بیضه با استفاده از تکنیک Real time PCR و همچنین بررسی بیان پروتئین CBS، CSE و HO-1 در بافت بیضه با استفاده از تکنیک Western blot انجام گردید.
نتایج: میانگین غلظت اسپرم و تحرک کل اسپرم در گروه کمبود ویتامین های B9 و B12 نسبت به گروه کنترل به طور قابل توجهی پایین بود. در حالی که میانگین مورفولوژی غیرطبیعی اسپرم در گروه کمبود ویتامین های B9 و B12 به طور قابل توجهی بالاتر از گروه کنترل بود. علاوه بر این، میانگین پراکسیداسیون لیپیدهای اسپرم، هیستون باقیمانده کروماتین و آسیب DNA در گروه کمبود ویتامین های B9 و B12 در مقایسه با گروه کنترل به طور قابل توجهی بالاتر بود و ROS درون سلولی، تفاوت معنی داری را بین دو گروه نشان نداد. کمبود ویتامین های B9 و B12 باعث کاهش سطح سرمی تستوسترون و تاثیر منفی بر کیفیت پارامترهای اسپرمی می شود. هموسیستئین در گروه VBD نسبت به گروه کنترل افزایش قابل توجهی داشته است و میزان متیلاسیون DNA اسپرم در گروه VBD نسبت به گروه کنترل کاهش یافته است. کمبود ویتامین های B9 و B12 منجر به کاهش بیان ژن های CBS و CSE و افزایش بیان ژن HO-1 در بیضه موش ها گردید.
نتیجه‌گیری: بر اساس یافته های این پژوهش کمبود ویتامین های B9 و B12 علاوه بر تاثیر منفی بر کیفیت پارامتر های اسپرمی موجب هایپومتیلاسیون DNA اسپرم از طریق تاثیر بر چرخه 1-کربن می شود. از طرفــي کمبود ویتامین‌های خانواده B مــي توانــد منجر به افزایش هموسیستئین پلاسما شود. افزایش هموسیستئین در گروه VBD انتظار می‌رفت به دلیل نقص در ژن CBS و CSE مسیر ترانس سولفوراسیون باشد. همچنین کمبود ویتامین‌های B9 و B12 منجر به افزایش بیان ژن HO-1 می گردد. لذا HO-1 نقش مهمی‌ در مکانسیم دفاع سلول در پاسخ به استرس اکسیداتیو ناشی از کمبود ویتامین‌های B9 و B12 اجرا می‌کند. لذا کاهش سطح خانواده ویتامین B در بدن می تواند مرتبط با کاهش عملکرد بیضه و فرایند اسپرماتوژنز باشد.

کلیدواژه: چرخه 1- کربن، CBS ، CSE، استرس اکسیداتیو، پارامترهای اسپرمی

 

نام و نام خانوادگی:ساره کتوئی زاده
عنوان پایان نامه: بررسي بیان نسبي ژن TNP1 و lncRNA مجاور آن ) lnc-Ac007557 ) در بافت بیضه حاصل از مردان آزواسپرمي
رشته تحصیلی:زیست شناسی گرایش سلولی و مولکولی
مقطع تحصیلی: کارشناسی ارشد ناپیوسته
استاد راهنما : دکتر کیانوش درمیانی

چکیده:

مقدمه : آزواسپرمی یکی از دلایل ناباروری در 10 – 15 % مردان است که به فقدان کامل اسپرم در انزال مایع منی اطلاق میشود . آزواسپرمی به دو دستهی عمده آزواسپرمی انسدادی (Obstructive azoospermia)و آزواسپرمی غیرانسدادی ( Non obstructive azoospermia ) تقسیم میگردد . پروتئین Transitional protein1 ( TP1 ) در فرآیند فشردهسازی کروماتین در طی بلوغ اسپرم نقش مهمی دارد . طی این فرآیند ابتدا TP1 جایگزین هیستو نها شده ، سپس خود ، توسط پروتامینها جایگزین میشود . long non coding RNA ها(lncRNA ) در تنظیم بیان ژن ها به صورت سیس یا ترانس نقش قابل توجهی ایفا میکنند. یافتن lncRNA های مرتبط با ژنهای آزواسپرمی غیرانسدادی (NOA) ممکن است دیدگاه جدیدی در مکانیسمهای مولکولی آزواسپرمی غیرانسدادی فراهم کند. از طرفی، lncRNA ها نسبت به ژنهای کدکننده به طور اختصاصیتر در بافتها و سلولها بیان می شوند، از این رو می توانند بیومارکرهای مناسبی برای تشخیص بیماریهای ناباروری باشند . در مطالعه حاضر، هدف ما ارزیابی بررسی الگوهای بیانی lncRNA AC007557(LINC)1921 مجاور ژن TNP1 (<10kb) است . برای این منظور ، الگوهای بیانی TP1 و LINC01921 در بیوپسی بیضه بیماران آزواسپرمی تعیین گردید و ارتباط بیان این lncRNA با ژن TNP1 ارزیابی شد.
مواد و روش ها : نمونه ی بافت بیضه در 51 مرد آزواسپرمی شامل 36 مرد آزواسپرمی غیرانسدادی(NOA )و 15 مرد آزواسپرمی انسدادی (OA ) به عنوان کنترل، از مردان آزواسپرمی مراجعه کننده به مرکز باروری و ناباروری اصفهان جهت عمل micro-TESE تهیه شد . از نظر بافت شناختی نمونه های بافت بیضه طبقه بندی شدند . RNA تام توسط TRIZOL از نمونههای بافت استخراج شد و جهت سنتز cDNA مورد استفاده قرار گرفت. الگوهای بیانی ژن TNP1 و 01921LINC در نمونه ها توسط واکنش qPCR-RT و روش ΔΔCt-2 محاسبه گردید . کارایی بیومارکر هر ژن توسط منحنی مشخصه عملکرد سیستم (ROC) ارزیابی شد.
نتایج: سطح بیان ژن TNP1 و lncRNA مجاورش، LINC01921 به طور قابل توجهی در نمونههای NOA در مقایسه با OA کاهش یافته بود . به علاوه ، همبستگی مثبتی بین الگوی بیانی TNP1 و LINC01921 وجود داشت . همچنین آنالیز منحنی ROC نشان داد که سطح زیر نمودار برای TNP1 و LINC01921 به ترتیب 92 / 0 و 83 / 0 بود که پتانسیل آنها را به عنوان بیومارکر آزواسپرمی نشان میدهد.
بحث: در این مطالعه سطح بیان TNP1 و LINC01921 در نمونههای NOA به عنوان تست و نمونه های OA به عنوان کنترل ارزیابی شد.
نتایج ما تفاوت چشمگیر بین سطح بیان دو گروه را نشان د اد . شناسایی lncRNA مجاور ژن آزواسپرمی میتواند دیدگاه ارزشمندی در ناباروری مردان فراهم کند و به روشن سازی مکانیسم مولکولی بیماری کمک کند.

کلیدواژه: آزواسپرمی، lncRNA ، TNP1 ، ناباروری مردان

 

نام و نام خانوادگی:هنگامه تقیان دینانی
عنوان پایان نامه: بررسی بیان پروتئین های خانواده Ten-Eleven Translocation (TET1-3)  و وضعیت متیلاسیونDNA در بیضه ی رت های القاء شده واریکوسل
رشته تحصیلی:زیست شناسی گرایش سلولی و مولکولی
مقطع تحصیلی: کارشناسی ارشد ناپیوسته
استاد راهنما اول: دکتر مرضیه تولائی
استاد راهنما دوم:دکتر محمدحسین نصر اصفهانی

چکیده:

واریکوسل به بزرگ شدن وریدهای شبکه سیاهرگی پامپینی فورم درون کیسه بیضه گفته می شود. به دنبال ایجاد واریکوسل شرایطی از جمله تجمع جریان خون، هیپوکسی، هایپرترمی، عدم تعادل هورمونی، استرس اکسیداتیو در بیضه ایجاد می شود. افراد نابارور مبتلا به واریکوسل با افزایش دمای بیضه و استرس اکسیداتیو مواجه هستند که این استرس اکسیداتیو می تواند منجر به آسیب DNA و به دنبال آن تغییرات اپی ژنتیکی از جمله متیلاسیون DNA شود.کروماتین سلول اسپرم بسیار متراکم است و میزان متیلاسیون DNAدر این سلول بالا است. با ورود اسپرم به داخل تخمک، کروماتین از حالت تراکم خارج شده و دمتیلاسیون DNA رخ می دهد. آنزیم هایی که نقش در فرایند دمتیلاسیون فعال DNA دارند تحت عنوان Ten-Eleven Translocation (TET1-3)می باشند. عدم بیان هرکدام از این آنزیم ها در اسپرم می تواند با نقص در فرایند دمتیلاسیون فعال DNA پس از ورود اسپرم به داخل تخمک همراه باشد و به دنبال آن با کاهش تکوین و تکامل مرتبط باشد. همچنین بیان این آنزیم ها با تراکم کروماتین و تحرک اسپرم ارتباط مستقیم دارد. مطالعات متعددی نشان داده اند که ارتباط معنی داری بین سطح استرس اکسیداتیو و فعالیت آنزیم ها وجود دارد. در این راستا پیشنهاد شده است که فعالیت آنزیم های TET در شرایط استرس اکسیداتیو کاهش می یابد، به دنبال آن سطح دمتیلاسیون فعال DNA کاهش می یابد و هیدروکسی متیل سیتوزین رخ نمی دهد(5-hmC).
هدف: با توجه به اینکه ثابت شده است که در شرایط واریکوسل، استرس دمایی و به دنبال آن سطح استرس اکسیداتیو بطور معنی داری بالا است، در این مطالعه سعی بر آن است که بیان آنزیم های TET در بیضه رت های القاء شده واریکوسل مورد ارزیابی قرار گیرد.
روش اجرا: این مطالعه بر روی30 حیوان آزمایشگاهی رت نر، نژاد wistar انجام شد. رت های نر بطور تصادفی در 3 گروه کنترل، شم و واریکوسل طبقه بندی شدند.
2ماه پس از القاء واریکوسل رت ها قربانی شده و از بیضه چپ ( به دلیل ساختار آناتومیکی متفاوت و اینکه شیوع واریکوسل در آن بیشتر است) برای بررسی پروتئین های خانواده (TET1-3) TETاز روش وسترن بلات و ایمنوهیستوشیمی و برای بررسی5-hmC از روش ایمنوهیستوشیمی استفاده شد. برای بررسی بیان mRNA TETs نیز از روش Real time استفاده شد. همچنین با گرفتن مقاطع بافت بیضه، با استفاده از روش ایمنوهیستوشیمی، وضعیت متیلاسیون DNA مورد بررسی قرار گرفت. از اسپرم اپیدیدیم سمت چپ برای بررسی پارامترهای اسپرمی،کروماتین اسپرم (هیستون و پروتامین) و ROS استفاده شد.
نتایج: در سطح سلولی، القاء واریکوسل پس از 2 ماه منجر به کاهش کیفیت پارامترهای اسپرمی (غلظت، تحرک و مورفولوژی) و آسیب سلامت DNA ( آسیبDNA ، کمبود کروماتین، هیستون اضافه) و لیپید پراکسیداسیون گروه واریکوسل در مقایسه با دو گروه کنترل و شم شده است(05/0P<). همچنین واریکوسل باعث افزایش معنی دار5-hmC و کاهش معنی دار 5-mC در گروه واریکوسل در مقایسه با گروه کنترل-شم می گردد. در سطح مولکولی، القاء واریکوسل پس از 2 ماه منجر به افزایش معنی دار بیان TET2هم در سطح پروتئین و هم در سطح mRNA در گروه واریکوسل در مقایسه با گروه کنترل-شم گردیده است. در بیان TET1,TET3 در سطح mRNA در دو گروه کنترل-شم و واریکوسل تغییر معنی داری مشاهده نگردید، همچنین در سطح پروتئین با توجه به تکرار مکرر وسترن بلات با غلظت های مختلف آنتی بادی و پروتئین هیچ باندی برای این دو آنزیم مشاهده نشد.
نتیجه گیری: القاء واریکوسل منجر به کاهش متیلاسیون DNA و افزایش دمتیلاسیون DNA با افزایش بیان برخی از آنزیم های TET در بیضه رت ها می گردد و پیامد آن کاهش کیفیت اسپرم و همچنین کاهش تست های عملکردی اسپرم می باشد.

کلیدواژه: واریکوسل، پروتئین های TETs ، متیلاسیون DNA،5-hmC FNDC5، miR-129-5P

 

نام و نام خانوادگی:لیلا ملکی
عنوان پایان نامه: اعتبار سنجی ژن FNDC5 به عنوان ژن هدف miR-129-5p درگیر در بیماری دیابت نوع 2
رشته تحصیلی:زیست شناسی گرایش سلولی و مولکولی
مقطع تحصیلی: کارشناسی ارشد ناپیوسته
استاد راهنما اول: دکتر کامران قائدی
استاد راهنما دوم: دکتر مریم پیمانی فروشانی
چکیده:

دیابت یک اختلال متابولیک در بدن است که با افزایش سطح گلوکز خون همراه است. این بیماری نوعی بیماری مزمن است که بر توانایی بدن برای استفاده از انرژی موجود در غذاها، تأثیر می گذارد. سه گروه اصلی دیابت عبارت اند از : دیابت نوع 1، دیابت نوع 2 و دیابت بارداری. دیابت نوع 2 با بالا بودن گلوکز خون در شرایط مقاومت به انسولین و کمبود نسبی انسولین شناسایی می‌شود. در گذشته ارتباط افزایش بافت چربی که مشخصه‌ی اصلی چاقی است با بیماری های متابولیک نظیر دیابت نوع 2 و بیماری های قلبی عروقی مشخص شده است. مطالعات نشان دادند که تغییر بیان miRNA ها با پاتولوژی بیماری دیابت در ارتباط می باشد. مجموعا مطالعات زیادی به اهمیت نقش miRNA ها در تنظیم مسیر سیگنالی انسولین در بافت چربی اشاره می کنند بر اساس مطالعات انجام شده یکی از ژن های تاثیر گذار در بیماری های متابولیک و هموستازی از جمله بیماری دیابت نوع 2 ژنFNDC5 می باشد. نشان داده شده است که این ژن در بافت چربی بیماران مبتلا به دیابت کاهش می یابد. همچنین پایگاه های داده ی مختلفی از جمله MiRWalk و Target Scanپیش بینی می کنند که این ژن یکی از اهداف miR-129-5p می باشد. همچنین مطالعه ای که در پژوهشکده رویان بر روی بافت چربی موش های چاق (مدل دیابت) انجام شده بود نشان داده است که افزایش بیان miR-129-5p ارتباط معناداری با کاهش بیان ژن FNDC5 دارد. در نتیجه هدف از این مطالعه، اعتبار سنجی ژن FNDC5 مورد هدف miR-129-5p است که در رده¬ ی HEK293T توسط تکنیک لوسیفراز انجام می شود.

کلیدواژه: دیابت نوع 2، ژن FNDC5، miR-129-5P

 

نام و نام خانوادگی:محیا شاهم آبادی
عنوان پایان نامه: ارزیابی تکوین قبل و بعد از لانه گزینی جنین های شبیه سازی تولید شده با روش بلوغ آزمایشگاهی دو مرحله ای درگونه بز
رشته تحصیلی:زیست شناسی گرایش سلولی و مولکولی
مقطع تحصیلی: کارشناسی ارشد ناپیوسته
استاد راهنما اول: دکتر مهدی حاجیان
استاد راهنما دوم: دکتر فرنوش جعفرپور
چکیده:

FSH در سلول های کومولوس تخمک های بدست آمده از فولیکول های کوچک منجر به کاهش صلاحیت رشد تخمک در شرایط آزمایشگاه می شوند. بنابراین احتملا حذف این دو هورمون و افزودن واسطه های مترشحه از سلول های گرانولازا یعنیNatriuretic peptide ، Prostaglandin E2 (PGE2) و Amphiregulin (AREG) به بهبود بلوغ آزمایشگاهی تخمک کمک خواهد کرد. هدف از مطالعه ی حاضر بررسی اثرNP و AREG و PGE2 در محیط کشت بلوغ دو مرحله ای بر بلوغ آزمایشگاهی تخمک و همچنین ارزیابی جنین قبل و بعد از لانه گزینی در گونه بز است.
در این مطالعه در مرحله ی IVM، COCها در محیط کشت دو مرحله ای کشت می شوند. بدین صورت که COC  ها ابتدا 8 ساعت در معرض NP با غلظت nM 1000 و سپس 18 ساعت در محیط دارای PGE2(1nM) + AREG(600nM) کشت شدند. سپس شاخص بلوغ میوزی هسته با رنگ آمیزیHoechst ، درصد تسهیم و بلاستوسیست جنین های شبیه سازی، تعداد بلاستومر بلاستوسیست ها با استفاده از رنگ آمیزی افتراقی، درصد برگشت-پذیری جنین ها پس از پروسه ی انجماد – ذوب و بیان ژن های مرتبط با تکوین جنین در بلاستوسیست های حاصل از پروسه ی شبیه سازی بررسی و با جنین های حاصل از دو گروه کنترل شامل Conventional IVM و (TCM) Tissue culture medium مقایسه شد. در نهایت درصد آبستنی جنین های حاصل از پروسه ی شبیه سازی و انجماد – ذوب در دو گروه Conventional IVM به عنوان گروه کنترل و گروه NP-> PGE2 + AREG به عنوان گروه تیماری، پس از انتقال جنین به منظور ارزیابی تکوین بعد از لانه گزینی نیز بررسی شد.
گروه NP -> PGE2 + AREG نسبت به گروه Conventional IVM درصد تخمک در فاز متافاز دو کمتر و فاز آنافاز – تلوفاز بیشتری را نشان داد. در ارزیابی درصد تسهیم و بلاستوسیست، هیچ تغییر معنی داری بین سه گروه آزمایشی دیده نشد. همچنین افزایش معنی دار تعداد سلول ICM و Total و نسبت ICM / TE در بلاستوسیست-های گروه NP-> PGE2 + AREG نسبت به دو گروه کنترل دیگر شاهد بودیم. در بررسی درصد وضعیت برگشت پذیری پس از انجماد – ذوب جنین ها، گروه NP -> PGE2 + AREG نسبت به گروه کنترل Conventional IVM تفاوت معنی دار نشان نداد اما نسبت به گروه کنترل TCM افزایش معنی داری را شاهد بودیم. همچنین افزایش بیان ژن NANOG در بلاستوسیست های گروه NP-> PGE2 + AREG نسبت به گروه کنترل دیده شد.
مطالعه ی حاضر به عنوان تاییدی بر مطالعات گذشته در این راستا، نشان داد که افزودن NP به محیط کشت بلوغ تخمک از طریق مهار ازسرگیری زود هنگام میوز تخمک و از طرف دیگر با فعال کردن مسیر لیپولیز منجر به کاهش قطرات لیپیدی می شود. لازم به ذکر است که در مطالعه ی حاضر برای اولین بار از هر دو فاکتور AREG و PGE2 در محیط بلوغ کشت دو مرحله ای در بز استفاده شد و همچنین برای اولین بار اثرات روش بلوغ دو مرحله ای بر تکوین قبل و بعد از لانه گزینی جنین های حاصل از روش شبیه سازی بررسی شد. در واقع در این مطالعه، حذف LH و FSH و جایگزینی واسطه های این دو هورمون (AREG و PGE2)، باعث بهبود کیفیت جنین حاصل از روش شبیه سازی، وضعیت برگشت پذیری پس از انجماد – ذوب و درصد آبستنی پس از انتقال شد.

کلیدواژه: بلوغ آزمایشگاهی، تکوین جنین، Natriuretic peptide،Prostaglandin E2 ، Amphiregulin

 

نام و نام خانوادگی: نازنین عصاره
عنوان پایان نامه: ارزیابی تکوین تخمک و تولید جنین آزمایشگاهی بز در حضور و عدم حضور LH و FSH
رشته تحصیلی: رشته زیست‌شناسی سلولی و مولکولی
مقطع تحصیلی: کارشناسی ارشد ناپیوسته
استاد راهنما: دکتر مهدی حاجیان- دکتر محمدحسین نصر اصفهانی
چکیده:
از آنجا که کیفیت و کمیت جنین حاصل از بلوغ آزمایشگاهی تخمک (In vitro maturation) در مقایسه با جنین حاصل از تخمک بالغ شده در شرایط طبیعی بدن (In vivo maturation) پایین تر از حد انتظار است، بهبود مطالعات مربوط به عوامل تنظیمی پتانسیل تکوین تخمک ضروری است. شایستگی تکوین در مجموعه تخمک و سلول های کومولوس (Cumulus oocyte complex) نتیجه اثرات هورمون های اندوکراین و فاکتور های مترشحه از سلول های کومولوس و گرانولوزا می باشد. هدف از این مطالعه تعیین اثر (CNP) Natrioretic peptide type C، (PGE2) Prostagelandin E2 و (AREG) Amphiregulin مترشحه از سلول های گرانولوزا بر بلوغ و تکوین تخمک بزی است.
در این مطالعه ابتدا غلظت سنجی مکمل های مورد استفاده انجام گرفت و پس از آن تخمک های نابالغ بزی به مدت 8 ساعت در معرض غلظت 1000 نانومولار CNP و به مدت 18 ساعت در معرض غلظت 1 نانومولار PGE2 و 600 نانومولار AREG کشت داده شده اند. پس از 26 ساعت شاخص انبساط سلول های کومولوس، وضعیت بلوغ میوزی هسته با رنگ آمیزی Hoechst، درصد تسهیم، بلاستوسیست و تعداد بلاستومر جنین های بدست آمده با رنگ آمیزی افتراقی ارزیابی شد. همچنین در ادامه بررسی میزان قطره های چربی با رنگ آمیزی Nile Red، بیان ژن های درگیر در مسیر لیپولیز از جمله (ATGL) Adipose triglyceride lipase (مرتبط با لیپولیز)، (PLIN2) Prelipin2 و (DGAT1) Diacylglycerol acyltransferase1 (مرتبط با ذخیره لیپید) مورد بررسی قرار گرفتند.
در غلظت 1000 نانومولار CNP به مدت هشت ساعت همزمانی توقف میوز و کاهش قطره های چربی را شاهد بودیم. در ادامه کاهش میزان قطره های چربی، همچنین بیان ژن های مرتبط با این پروسه، ATGL (دخیل در لیپولیز) افزایش معناداری در مقایسه با گروه conventional IVM و (TCM) Tissue culture medium داشته، بیان PLIN2 (مرتبط با ذخیره لیپید) افزایش معناداری در مقایسه با گروه conventional IVM داشته اما در سطح DGAT1 تفاوت معناداری در هیچ یک از گروه ها مشاهده نشد. در گروه CNP(8h) PGE2(1nM) افزایش معناداری برای درصد تخمک ها متافاز دو و درصد بلاستوسیست در مقایسه با گروه کنترل را شاهد بودیم. در گروه CNP(8h) AREG(600nM) افزایش معناداری برای درصد تخمک ها متافاز دو، درصد بلاستوسیست و تعداد سلول Trophectoderm در مقایسه با گروه کنترل شاهد بودیم و در نهایت با تایید غلظت های مورد استفاده در روند این آزمایش، تفاوت معناداری در شاخص انبساط سلول های کومولوس در گروه CNP(8h) PGE2+AREG(18h) در مقایسه با گروه conventional IVM مشاهده نشد و از طرفی کاهش معناداری برای درصد تخمک ها متافاز دو در گروه CNP(8h) PGE2+AREG(18h) در مقایسه با conventional IVM شاهد بودیم. همچنین تفاوت معناداری برای درصد تسهیم و بلاستوسیت در گروه CNP(8h) PGE2+AREG(18h) در مقایسه با conventional IVM مشاهده نشد و در آخر افزایش معناداری در تعداد سلول های Trophectoderm گروه CNP(8h) PGE2+AREG(18h) در مقایسه با گروه کنترل مشاهده شد.
این مطالعه مدارکی فراهم کرد حاکی از اینکه CNP از طریق سلول های کومولوس منجر به توقف میوز و فعال کردن مسیر لیپولیز و در نهایت باعث کاهش قطره های چربی شده و همچنین PGE2 و AREG منجر به بهبود بلوغ، انبساط سلول های کومولوس و کیفیت جنین در عدم حضور LH و FSH شده اند.

کلیدواژه: : بلوغ آزمایشگاهی، شایستگی تکوین، Natriuretic peptide، Amphiregulin، Prostagelandin E2، بز

تاریخ دفاع: پاییز 1399

نام و نام خانوادگی: سمانه نجفیان
عنوان پایان نامه: ایجاد ساختار سه بعدی شبکیه متشکل از سلول‌های رنگدانه‌دار و پیش‌ساز فوتورسپتوری شبکیه
رشته تحصیلی: زیست شناسی سلولی و ملکولی
مقطع تحصیلی: کارشناسی ارشد ناپیوسته
استاد راهنما: دکتر محمد حسین نصر اصفهانی

چکیده:
بیان موضوع:
در دهه‌های اخیر اختلالات بینایی شیوع بسیاری پیدا کرده‌اند که بعضی از آن‌ها قابلیت درمان ندارند. از جمله شایع‌ترین آن‌ها بیماری‌های شبکیه می‌باشد که بیشتر سلول‌های رنگدانه‌دار شبکیه و گیرنده‌های نوری را درگیر کرده‌اند. متأسفانه با پیشرفت بسیاری از این اختلالات، به مرور زمان، فرد بینایی خود را از دست می‌دهد. دانشمندان با روی آوردن به دانش استفاده از سلول‌های بنیادی مطالعات قابل توجهی در دستیابی به سلول‌های شبکیه انجام داده‌اند.
هدف:
شبکیه، لایه نازک بافتی در سطح داخلی چشم است. درفضای شبکیه چشم دو گروه سلولی وجود دارند که با همکاری یکدیگر نهایتاّ منجر به فرآیند دیدن می‌شوند: 1-سلول‌های رنگدانه‌دار شبکیه 2- سلول‌های عصبی شبکیه که از جمله آن‌ها سلول‌های فوتورسپتوری می‌باشند. طبق مطالعات محدود صورت گرفته قبلی، تمایز سلول‌های پیش‌سازعصبی شبکیه به میزان مؤثری تحت تأثیر سلول‌های رنگدانه‌دار شبکیه می باشد. بدین منظور هدف از این مطالعه، دستیابی به سلول‌های فوتورسپتوری شبکیه با استفاده از اثر القایی همکشتی سلول‌های پیش‌ساز عصبی شبکیه با سلول‌های رنگدانه‌دار شبکیه بوده‌است.
روش پژوهش:
در این مطالعه، همکشتی سلول‌های پیش‌ساز عصبی شبکیه با سلول‌های رنگدانه‌دار شبکیه (ARPE19) بر روی بستر آلژینات-لامینین111 (همانند موقعیت درون‌تنی) انجام شده و همچنین تیمار همزمان با DAPT (N-[N-(3,5-Difluorophenacetyl-L-alanyl)]-S-phenylglycine t-Butyl Ester) با گروه کنترل (کشت سلول‌های پیش‌ساز عصبی شبکیه تحت تیمار با DAPT) ، مقایسه شده است.
نتایج و بحث:
نتایج این مطالعه نشان داد که می توان با استفاده از ایجاد لایه آلژینات دستکاری شده شرایط مناسبی برای کشت سلول‌های ARPE19 به همراه RPC (Retinal Progenitor Cell) فراهم نمود. این مدل همکشتی سبب ایجاد ساختار سه بعدی از این دو نوع سلول شد. همچنین در مواردی ارتباط نزدیکی بین این دو لایه سلولی نیز مشاهده شد. همکشتی RPC با سلول‌های ARPE19 سبب تمایز بیشتر این سلول‌ها به سمت سلول‌های مخروطی فوتورسپتوری  شد. با حذف لایه هیدروژلی با استفاده از شلاته کننده های کلسیم، دو لایه سلولی بصورت ساختار بدون آسیب قابل برداشت و بررسی بودند. سلول‌های رنگدانه‌دار شبکیه با ترشحات فاکتورهای القایی خود به عنوان القاگر تمایزی عمل کرده و نقش مهمی در تمایز RPC به سلول‌های عصبی شبکیه (سلول‌های فوتورسپتوری) داشته است، بدین منظور این روش همکشتی برای ادامه مطالعات آینده درمانی مؤثر واقع خواهد شد.

کلیدواژه: سلول‌های ARPE19، سلول‌های پیش‌ساز عصبی شبکیه (RPC)، سلول‌های فوتورسپتوری، DAPT، آلژینات-لامینین111

تاریخ دفاع: تابستان 1398

نام و نام خانوادگی:رضا ابوئی
عنوان پایان نامه: بررسی اثرات لقاح آزمایشگاهی بر اتوفاژی و آپوپتوز در جفت های روز 5/15 آبستنی در موش
رشته تحصیلی: زیست‌شناسی گرایش سلولی و مولکولی
مقطع تحصیلی: کارشناسی ارشد ناپیوسته
استاد راهنما: دکتر محمدحسین نصر اصفهانی- دکتر فرنوش جعفرپور

چکیده:
بارداری های حاصل از تکنیک های کمک باروری (ARTs) با افزایش عواقب نامطلوب بارداری نظیر زایمان زودهنگام، وزن کم هنگام تولد (LBW)، محدودیت رشد داخل رحمی (IUGR) و پره اکلامپسیا همراه است. مطالعات قبلی نشان دهنده این مهم می باشد که انتقال جنین های حاصل از لقاح آزمایشگاهی (IVF) در گونه ی گاو، با نقص در رگزایی جفت و همچنین کاهش رشد جنین همراه است. اتوفاژی یک مکانیسم سلولی طرفدار بقاء می باشد که در اثر کمبود مواد غذایی و هایپوکسی ایجاد می شود. بنابراین هدف از مطالعه ی حاضر فهم این مهم بوده است که آیا اتوفاژی و آپوپتوز تکوین جفت را در گروه های ITC (که جنین های حاصل از لقاح آزمایشگاهی به موش های همزمان شده ی به طور طبیعی، انتقال داده شد ) و ITS ( جنین های حاصل از لقاح آزمایشگاهی به موش های سوپراووله که به وسیله هورمون همزمان شده اند، انتقال داده شد ) در مقایسه با گروه های تیماری دیگر اعم از: C ( کنترل )، CTC (جنین های حاصل از حاملگی طبیعی به موش هایی که به طور طبیعی همزمان شده اند، انتقال داده شد) و STC ( جنین های حاصل از موش های سوپراووله به موش هایی که به طور طبیعی همزمان شده اند، انتقال داده شد ) چه مقدار تحت تاثیر قرار داده است. بدین منظور، جفت ها در روز 5/15 آبستنی جمع آوری و میزان بیان ژن های مرتبط با اتوفاژی ( Atg5, Atg7, Beclin1, Lc3b) و آپوپتوز (P53,Bcl2,Bax) در سطح mRNA مورد بررسی قرار گرفت. همچنین علاوه بر آنالیز توسط real time-PCR ، میزان پروتئین دو ژن ATG7 و LC3B توسط تکنیک Western blot مورد ارزیابی قرار گرفت. و همچنین وزن جفت، وزن جنین و نسبت بین آنها اندازه گیری شد. طبق نتایج ما، وزن جنین و همچنین نسبت وزن جنین به وزن جفت در گروه¬های CTC، STC، ITC و ITS نسبت به گروه C (کنترل ) کاهش یافته بود. نتایج ما نشان دهنده این مهم می باشد که سطح بیان ژن های وابسطه به اتوفاژی و آپوپتوز در سطح mRNA تغییر معنی داری نداشت به جز ژن های Atg5 و Bax که در گروه تیماری ITS نسبت به گروه کنترل افزایش بیان معنی داری داشته است. علاوه بر این، سطح پروتئین ATG7 و LC3B در گروه تیماری ITS نسبت به گروه کنترل، افزایش معنی داری را نشان داده است. این نتایج نشان دهنده ی این مطلب می باشد که بعد از لانه گزینی، میزان اتوفاژی در موش های پذیرنده ای که علاوه بر تکنیک های انتقال جنین و لقاح آزمایشگاهی، تحت تیمار هورمونی قرار گرفته اند ( ITS ) نسبت به گروهی که تیمار هورمونی نداشته است ( ITC )، افزایش داشته است. نتایج حاصل از این مطالعه نشان می دهد که سوپواوولاسیون می تواند موجب اختلالات اتوفاژی و آپوپتوز در جفت شود. این افزایش فعالیت اتوفاژی در جفت های حاصل از گروه ITS می تواند با اختلالات مشاهده شده در جفت، به دلیل انتقال جنین های حاصل از لقاح آزمایشگاهی به رحم سوپراووله هم راستا باشد.

کلیدواژه:اتوفاژی، آپوپتوز، جفت و موش، لقاح آزمایشگاهی.

تاریخ دفاع: زمستان 1399