چکیده پایان نامه های مقطع کارشناسی ارشد

Search
Generic filters
Exact matches only
Filter by Custom Post Type

نام و نام خانوادگی:راضیه ماموریان اصفهانی
عنوان پایان نامه: بررسی بیان آنزیم‌های دخیل در مسیر تولید سولفید هیدروژن درسلول‌های کومولوس گرانولوزای افراد دارای سندرم تخمدان پلی‌کيستيک کانديد IVF
رشته تحصیلی:زیست شناسی گرایش سلولی و مولکولی
مقطع تحصیلی: کارشناسی ارشد ناپیوسته
استاد راهنما: دکتر فرنوش جعفرپور

چکیده:

سندرم تخمدان پلی‌کیستیک (PCOS) یکی از دلایل ناباروری شایع‌ در عصر کنونی است که 6 تا 21درصد از جمعیت زنان در سن باروری دارای این سندرم هستند. از سوی دیگر شیوع ناباروری در زنان دارایِ PCOS بین 60 تا 70درصد است. از ویژگی‌های بالینی PCOS می‌توان به هایپرآندروژنیسم، تخمدان‌های پلی‌کیستیک و اختلال در تخمک‌گذاری اشاره کرد. مسیرهای سیگنالینگ متعددی در روند تخمک‌گذاری دخیل هستند. یکی از این مسیرهای سیگنالینگ، مسیر تولید سولفیدهیدروژن (H2S) است. تنظیم‌کنندۀ اصلی تولید سولفیدهیدروژن سه آنزیم CBS، CTH و 3-MPST است که به واسطۀ کاتالیز برگشت‌ناپذیر هموسیستئین با آنزیم‌های ذکرشده تولید می‌شود. از سوی دیگر تحقیقات انجام‌شده نشان‌دهندۀ آن است که سولفیدهیدروژن به‌عنوان یک مولکول سیگنال‌دهندۀ گاز درون‌زا، نقش حیاتی در تقسیم میوز و بلوغ تخمک ایفا می‌کند؛ بنابراین این احتمال وجود دارد که اختلال در متابولیسم سولفیدهیدروژن بتواند باعث ایجاد ناهنجاری‌های تولیدمثلی شود. باتوجه به نقش سولفیدهیدروژن در فرآیندهای فیزیولوژیک و پاتوفیزیولوژیک در باروری جنس ماده و همچنین شرایط پاتوفیزیولوژیک موجود در روند فولیکوژنزیز و بلوغ تخمک در افراد PCOS در این مطالعه، یک مطالعۀ موردی‌شاهدیِ آینده‌نگر؛ شامل 32 بیمار PCOS و 30 فرد سالم (زنان اهداکنندۀ تخمک یا زنان درخواست‌کنندۀ تعیین‌جنسیتِ جنین) انجام شد. ابتدا برخی از ویژگی‌های فیزیولوژیکی و هورمونی؛ شامل سن، شاخص تودۀ بدنی، سطح هورمون‌های LH، FSH، AMH و Prolactinو فشارخون و ویتامین دی بررسی شد؛ سپس سلول‌های کومولوسِ نمونه‌ها جهت اندازه‌گیریِ بیان آنزیم‌های CBS، CTH و3-MPST در سطح mRNA، با روش qRT-PCR و آنزیم‌های CBS و CTH در سطح پروتئین، با روش وسترن‌بلات استفاده شد؛ همچنین به بررسی غلظت GSH و GSSG با روش الایزا در مایع فولیکولیِ افراد دارای سندرم تخمدان پلی‌کیستیک و افراد بدون علائم شاخص سندرم تخمدان پلی‌کیستیک پرداختیم. در نهایت نتایج به‌دست‌آمده به‌وسیلۀ برنامۀ SPSS با آزمون Independent-Samples T Test آنالیز آماری شد و نمودارهای مربوط به نتایج، با برنامۀ PRISM رسم شد.
با توجه به مطالعات بیوانفورماتیکی و آزمایشگاهی، تفاوت کاهشیِ معناداری در بیان ژن‌های CBS و CTH در سطح mRNA نشان داده شد. در سطح پروتئینِ افراد PCOS نسبت به افراد non-PCOS نیز کاهش نشان داده شد، اما معناداری مشاهده نشد؛ همچنین تفاوت معناداری در بیان ژن MPST در سطح mRNA مشاهده نشد. غلظت GSH و GSH/GSSG و GSH+GSSG در افراد PCOS کاهشی معنادار داشت و غلظت GSSG افزایش داشت، اما معناداری مشاهده نشد.

کلیدواژه: سولفیدهیدروژن، سندرم تخمدان پلی‌کیستیک، ناباروری  CBS،  CTH، 3-MPST

 

نام و نام خانوادگی:شهرام پاک نهاد
عنوان پایان نامه: استفاده از فناوری محاسبات ابری مبتنی بر اینترنت اشیا برای نظارت بر ترافیک هوشمند
رشته تحصیلی:مهندسی کامپیوتر- شبکه های کامپیوتری
مقطع تحصیلی: کارشناسی ارشد ناپیوسته
استاد راهنما: دکتر محمد رضا مصلحی
چکیده:

استفاده از فناوری اطلاعات در کنترل ترافیک، همانند سایر کاربردهای این تکنولوژی تحولات مثبت و متعددی را در کیفیت خدمات کنترل ترافیک بوجود آورده است. از طرفی پردازش ابر و مه به عنوان دو رویکرد مهم توانسته با افزایش توانمندی ها و قابلیت های شبکه های خودرویی کیفیت هوشمند سازی شبکه های کنترل ترافیک را افزایش دهد. هدف پژوهش حاضر استفاده از فناوری محاسبات ابری مبتنی بر اینترنت اشیا برای نظارت بر ترافیک هوشمند بوده است. پژوهش از نوع کاربردی بوده و با استفاده از شبیه سازی اینترنت اشیا در محیط Cooja از سیستم‌عامل Contiki انجام گردیده است. جهت مقایسه قابلیت های استفاده از مه و ابر و مقایسه عملکرد استفاده از این دو تکنولوژی در شبکه های کنترل ترافیک هوشمند، سناریوهای مختلف شبیه سازی با 16 و 64 نود در شبکه طراحی و اجرا گردید. یافته‌های این پژوهش نشان داد که استفاده از مه می تواند باعث کاهش تاخیر نقطه به نقطه بین نودهای شبکه نسبت به رویکرد ابر و بدون ابر/مه شود. یافته ها همچنین نشان داد که استفاده از ابر درشبکه با 64 نود و یک سرور ابر باعث کاهش 6.6 درصدی ازدحام در شبکه و استفاده از مه در شبکه باعث کاهش 5/0‌% درصدی ازدحام گردیده است. یافته ها همچنین در مورد تاخیر پردازش نشان داد که استفاده از ابر درشبکه با 16 نود و یک سرور ابر باعث کاهش 6 درصدی تاخیر پردازش و استفاده از مه در شبکه باعث کاهش 9.8% درصدی تاخیر گردیده است. همچنین مدل دو سطحی پیشنهادی (مه) در مقایسه با مدل سه سطحی پارتا (2021) نشان داد که می‌تواند تاخیر نقطه به نقطه را 7 درصد و تاخیر پردازش را 3 درصد بهبود بخشد با این حال تفاوتی در میزان ازدحام شبکه در دومدل مورد بررسی دیده نشد.

کلیدواژه: کنترل ترافیک هوشمند، محاسبات ابری، مه QCADesigner

 

نام و نام خانوادگی:راضیه یزدانی
عنوان پایان نامه: حذف ژن HGF توسط سیستم CRISPR/Cas9 با استفاده نانو ذرات تلفیقی اگزوزوم- لیپوزوم
رشته تحصیلی:زیست شناسی گرایش سلولی و مولکولی
مقطع تحصیلی: کارشناسی ارشد ناپیوسته
استاد راهنما: پروفسور محمد حسین نصر اصفهانی، دکتر فرشته کرمعلی

چکیده:

یکی از فاکتورهای ترشحی مهم که توسط سلول های بنیادی مزانشیمی از جمله سلول های بنیادی مشتق از دندان ترشح می شود، فاکتور رشد هپاتوسیتی (HGF) می باشد. در این مطالعه به منظور کاهش بیان ژن HGF از سیستم CRISPR/Cas9 استفاده گردید. به منظور انتقال سیستم CRISPR/Cas9 به درون سلول‏ها و ترانسفکت سلولی روش‏های مختلفی ارائه شده است. هدف اصلی این مطالعه، تولید نانوذرات تلفیقی اگزوزوم- لیپوزوم (ELHN) به عنوان روشی نوین جهت انتقال سیستم CRISPR/Cas9 به سلول های SCAP بود. انتظار می‌رفت که با استفاده از این روش، بازدهی انتقال وکتور به سلول‏ها در مقایسه با روش های معمول مانند لیپوفکتامین و الکتروپوریشن افزایش یابد.
در این مطالعه، ابتدا gRNA مناسب برای ژن HGF طراحی گردید و پس از الحاق درون وکتور CRISPR/Cas9 ، وارد لیپوزوم های مصنوعی گردید. در مرحله بعد، پس از جمع آوری اگزوزوم و تلفیق آن ها با لیپوزوم های حاوی وکتور CRISPR/Cas9، ELHN تهیه گردید. سپس، ELHN به سلول های SCAP ارائه گردید و میزان کاهش بیان ژن HGF در سطح RNA و پروتئین مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج این مطالعه نشان داد که می توان با استفاده ELHN به طور کارآمدی سیستم CRISR/Cas9 را به سلول‏های SCAP انتقال داد. آنالیزهای توالی یابی DNA ژنومی سلول‏های SCAP، تست QRT-PCR و رنگ آمیزی پروتئین کاهش بیان ژن HGF را نشان داد، همچنین به منظور بررسی تاثیر HGF ترشحی بر تکثیر سلولی تست MTS انجام شد. برای این منظور از محیط کشت مجاور شده با سلول‏های KD -HGF و سلول‏های WT بر روی سلول‏های ADSC استفاده گردید، که نتایج MTS میزان کاهش تکثیر سلولی در گروه KD-HGF را نسبت به گروه WT نشان داد.

کلیدواژه: نانوذرات تلفیقی اگزوزوم- لیپوزوم، سیستم CRISPR/Cas9، فاکتور رشد هپاتوسیتی، سلول‌های بنیادی مشتق از بخش رأسی دندان ((SCAP ISGs.

 

نام و نام خانوادگی:پیمان پیمانفرد
عنوان پایان نامه: افزایش بهره‌وری معاملات اسکالپینگ بازار فارکس از روش توقف ضرر پویا با استفاده از تکنیک‌های یادگیری ماشین
رشته تحصیلی:مهندسی کامپیوتر- شبکه های کامپیوتری
مقطع تحصیلی: کارشناسی ارشد ناپیوسته
استاد راهنما: دکتر محمد رضا مصلحی
چکیده:

امروزه استفاده از یادگیری ماشین و هوش مصنوعی در بازارهای مالی یکی از پر طرفدارترین حوزه‌ها به شمار می‌آید. بازار فارکس بزرگ‌ترین و یکی از پر چالش‌ترین بازارهای مالی است که به دلیل ویژگی‌های خاص و ریسک بالا، یک بازار پر خطر ولی پر سود شناخته می‌شود. این ایده که برای انجام معاملات از ماشین‌ها استفاده کنیم و آنها با سرعت بالای محاسباتی‌ای که دارند بتوانند تصمیمات معاملاتی خوبی بگیرند که موجب کسب سود از بازارها شوند موضوعی است که توجه معامله‌گران و پژوهشگران زیادی را به سمت خود جلب کرده است.
در این پایان‌نامه، چند روش که برخی از آنها برای اولین بار مورد استفاده قرار گرفته‌اند، پیشنهاد شده است. ما با تکنیک توقف ضرر پویا و سیاست‌های کنترل خطای آن در ابتدا سعی می‌کنیم ریسک معاملات فارکس را کاهش دهیم، سپس با پیش‌بینی بهترین نقطه خروج، بهره‌وری یا سود معاملات اسکالپینگ را افزایش می‌دهیم. تا آنجا که ما می‌دانیم برای اولین بار است که تشخیص معاملات ضررده به عنوان دیدگاه جدیدی از مدیریت سرمایه، به جای دیدگاه سنتی و مرسوم پیش‌بینی قیمت‌ها در فارکس پیشنهاد می‌شود. همچنین برای اولین بار با یک الگوریتم Q-Learning تطبیق داده شده با موضوع، الگوهای پر قدرت بازار را شناسایی کرده و از آنها برای برچسب گذاری نمونه‌ها استفاده می‌کنیم. با نمونه‌های برچسب‌دار خود یک مدل Random Forest را آموزش می‌دهیم که بتواند الگوهای پر قدرت آینده را شناسایی کند.
ما بر پایه روش‌های پیشنهادی خود، راهبردی عملی نیز معرفی کردیم و آن را در نماد طلا/دلار بازار فارکس برای سه ماهه آخر سال 2023 آزمودیم و توانستیم تا 132% بهره‌وری را افزایش دهیم. روش‌های پیشنهادی خود را با چهار روش مختلف و حتی با آزمون جفت ارزهای پوند/دلار و یورو/دلار مورد ارزیابی قرار دادیم، که هر چهار روش به روشنی اعتبار نتایج ما را تأیید کردند.

کلیدواژه: فارکس، معاملات اسکالپینگ، توقف ضرر پویا، یادگیری ماشین، یادگیری تقویتی QCADesigner

 

نام و نام خانوادگی:فاطمه قنبری
عنوان پایان نامه: Mg/Al LDO حذف رنگ متیل اورانژ از محلول آبی توسط جاذب اکسید دوگانه لایه ای
رشته تحصیلی:مهندسي شیمي گرایش فرآیندهای جداسازی
مقطع تحصیلی: کارشناسی ارشد ناپیوسته
استاد راهنما: دکتر وحید جوانبخت
چکیده:

زمینه و هدف: حذف رنگ از محلول‌های آبی به عنوان یکی از آلاینده‌های خطرناک و تجزیه ناپذیر یکی از مسائل مهم زیست محیطی به شمار می‌آید که امروزه مورد بحث قرار گرفته است. از میان روش‌های موثر حذف رنگ از محلول‌های آبی جذب سطحی روشی موثر و کارآمد و مقرون به صرفه است در این پژوهش جاذب اکسید دوگانه لایه ای Mg/Al LDO برای حذف رنگ متیل اورانژ از محلول‌های آبی مورد استفاده قرار گرفت و توسط آنالیزهای FESEM ،XRD وFTIR مشخصه‌یابی شد. آنالیز FESEM نشان دهنده تخلخل مناسب وسطح زبرجاذب می‌باشد که می‌تواند قابلیت جذب به نمونه بدهد. آزمایش‌ها به صورت ناپیوسته در شرایط مختلف بررسی شد. پارامتر‌های موثر جهت فرآیند جذب شامل pH، غلظت جاذب بررسی شد. در زمان‌های اولیه شاهد افزایش جذب هستیم و مقدار متیل اورانژ کاهش می‌یابد تا این که بعد از 240 دقیقه ظرفیت جذب جاذب تقریباً عددی ثابت می‌شود. طبق مقادیر بدست آمده از ضریب همبستگی (R2) مدل‌های سینتیک فرآیند حذف متیل اورانژ توسط جاذب اکسید دوگانه لایه ای Mg/Al LDO با مدل سینتیکی شبه درجه دوم بهترین تطابق را دارد. لذا مکانیزم جذب فیزیکی کنترل کننده سرعت جذب بوده. طبق مقادیر بدست آمده از ضریب همبستگی (R2) مدل‌های ایزوترم فرآیند حذف متیل اورانژ توسط جاذب اکسید دوگانه لایه ای Mg/Al LDO بیانگر این است که فرایند جذب با مدل ایزوترم فرندلیچ بهترین تطابق را دارد. با افزایش جاذب، افزایش جذب متیل اورانژ را داریم و غلظت متیل اورانژ کاهش می‌یابد. افزایش درصد حذف رنگ از طریق مقدار جاذب مي‌توان مربوط به افزایش تعداد سایت‌های فعال جاذب باشد.
نتیجه گیری: اکسید دوگانه لایه ای Mg/Al LDO به عنوان یک جاذب کم هزینه و دوست دار محیط زیست قابلیت موثری در حذف متیل اورانژ از محلول های آبی دارا می باشد.

کلیدواژه: اکسید دوگانه لایه‌ای Mg-Al LDO، XRD ، FTIR ، FESEM،متیل اورانژ

 

نام و نام خانوادگی:فاطمه کفش رسان
عنوان پایان نامه: انالیز ارتباطی تست های آسیب DNAو محتوای پروتئینی هسته اسپرم در افراد بارور و نابارور کاندید ICSI
رشته تحصیلی:زیست شناسی گرایش سلولی و مولکولی
مقطع تحصیلی: کارشناسی ارشد ناپیوسته
استاد راهنما:دکتر مرضیه تولایی، دکتر محمد حسین نصر اصفهانی

چکیده:

سابقه و هدف: تمرکز فزاینده بر ایجاد ابزارهای جدید برای تشخیص دقیق آسیب DNA و انتخاب  اسپرم های فردی قبل از ICSI به ما این امکان را می دهد تا با اطمینان و کارایی بیشتر به مشاوره و درمان زوجین بپردازیم و ترس های ناشی از ژنوم پدری به خطر افتاده را هنگام درمان مردان با استفاده از تکنولوژی تولید مثل (ART ) کاهش دهیم. هدف این مطالعه بررسی ارتباط بین تست‌های آسیب DNAو محتوای پروتئینی هسته در مردان نابارور کاندید تزریق درون سیتوپلاسمی اسپرم (ICSI) بود و مقایسه بین انواع تست‌های عملکردی اسپرم و ارزیابی نقش فراگمنتاسیون DNA اسپرم در میزان لقاح و باروری این مردان نابارور انجام گردید.
مواد و روش‌ها: اين مطالعه بر روي مایع منی 209 نابارور کاندید ICSI که مراجعه کننده به مرکز باروری و ناباروری اصفهان بودند انجام گرفت و قبل از ورود بيماران به طرح همه شرايط مطالعه به اطلاع بيمار رسانده شده و از آن‌ها رضايت كتبي گرفته شد. پارامترهای اسپرمی، فراگمانتاسیون DNA، کیفیت جنین، میزان لقاح و باروری با انواع تست‌های عملکردی اسپرم (رنگ آمیزی‌های Diff quick، CMA3، آنیلین بلو، تولوئیدن بلو، و SCSA) انجام گردیدند. داده های جمع آوری شده از این مطالعه توسط نرم افزار آماری SPSS مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت. جهت تجزیه و تحلیل پارامترهای زوجین از آزمون های آماری Independent Sample T Test و One Way Anova در گروه نابارور استفاده شده است. داده ها به صورت میانگین± خطای استاندارد ارائه شدند. سطح معنی داری در این آزمون معادل P ≤0/05 در نظر گرفته شده است.
نتایج: در این مطالعه کیفیت جنین ها به دو دسته کیفیت جنین های زیر 50 درصد و کیفیت جنین های بالای 50 درصد تقسیم شدند. هیچ تفاوت معنی داری بین پارامترهای اسپرمی در دو دسته کیفیت جنین دیده نشد، ولی از نظر تست عملکردی اسپرم تولوئیدن بلو و درصد باروری بین دو گروه کیفیت جنین اختلاف آماری معنی داری دیده شد. همچنین نتایج مطالعه ما در رابطه با ارتباط پارامترهای اسپرمی و آسیب DNA اسپرم که با تست های عملکردی اسپرم ارزیابی شد، نشان داد که بین درصد آسیب DNA با غلظت اسپرم (توسط تست AB) و تحرک اسپرم (توسط تست های DFI، و آنیلین بلو AB) رابطه‏ی معکوس و با اسپرم‏های دارای مورفولوژی غیرطبیعی ( با تست‌های AB، CMA3 و درصد HDS) رابطه‏ی مثبت و معنی داری وجود داشت. نتایج عدم اختلاف آماری معنی دار از نظر پارامترهای اسپرمی و تست های عملکردی اسپرم بین سه گروه با حاملگی مثبت (Pregnant)، کیس های با حاملگی منفی (Non-Pregnant) و کیس های بدون انتقال جنین به روشICSI (UE-ET) را نشان دادند، با این تفاوت که فقط مورفولوژی غیرطبیعی اسپرم و در تست DFI بین گروه UE-ET و بقیه گروه ها این ارتباط معنی داری بوده، که در گروه UE-ET که جنین مناسب برای انتقال یا انجماد ندارند درصد DFI و مورفولوژی غیر طبیعی افزایش معنی داری نسبت به دو گروه دیگر را نشان دادند.
نتیجه‌گیری: به طور کلی بیماران نیازمند ICSI سطح بالاتری از آسیب DNA اسپرم را نشان می دهند. در روش هایی مانند IVF یا ICSI، که در آن انتخاب طبیعی و رقابت اسپرم کنار گذاشته می شود، حذف یا جداسازی DNA آسیب دیده اهمیت بیشتری پیدا می کند. با توجه به نتایج این مطالعه می توان به تاثیر منفی سطح کاهش یافته DFI بر کیفیت جنین و نتایج حاملگی اشاره کرد و این نکته به عنوان یکی از تازگی های این مطالعه محسوب می شود. شفاف سازی مکانیسم‌های منجر به شکستن و آسیب به DNA اسپرم و انجام مطالعات بالینی اضافی با استفاده از روش های استاندارد مورد نیاز می باشد و ممکن است به تمرکز بهتر مطالعات با هدف ارزیابی تأثیر داروها در ناباروری مردان کمک کند و چشم اندازهای درمانی جدیدی را برای درمان مردان نابارور ارائه دهد.

کلیدواژه: فراگمانتاسیون DNA، ICSI، اسپرم، تست های عملکردی، لقاح، باروری ISGs.

 

نام و نام خانوادگی:رضا بهادران باغبادرانی
عنوان پایان نامه: شبیه سازی و ارزيابی الگوريتم بهینه سازی تركیبی فاخته وگرگ خاكستری در مسیريابی زیردریایی های بدون سرنشین
رشته تحصیلی:مهندسی مکاترونیک
مقطع تحصیلی: کارشناسی ارشد ناپیوسته
استاد راهنما: دکتر عبدالحسین رضائی
چکیده:

فناوری زیردریایی در طول دهه 1990 یک مرحله تحقیق و توسعه شدید داشت که عمدتاً توسط آژانسهای دفاع ملی تأمین میشد ولی در حالت کلی وسایل نقلیه تجاری تا حدود سال 2000 به طور گسترده در دسترس نبودند. زیردریایی‌ها به طور فزاینده ای در اقیانوس شناسی استفاده می‌شوند زیرا امکان جمع آوری داده هایی را فراهم می‌کنند که ممکن است در غیر این صورت قابل دستیابی نباشد یا دسترسی به آنها دشوار باشد. علاوه بر این، آنها خطرات یا هزینه‌ها را در مقایسه با سایر روش‌های نمونه‌برداری مانند غواصی، سکوی یدک‌کشی یا کشتی کاهش می‌دهند. زیردریایی‌ها می‌توانند دادهها را با وضوح کافی در زمان و مکان جمع آوری کنند تا درک پویایی طبیعت را ارائه دهند. زیردریایی ها برای انجام نقشه برداری (نقشه برداری سه بعدی دقیق از بستر دریا با استفاده از سونار) و بررسی های منطقه بزرگ مناسب هستند. آنها می توانند بارهای متعددی را حمل کنند که امکان پوشش همدیدی را فراهم می‌کند.
مهم ترین مسئله در کاربردهای زیردریایی‌ها، نحوه مسیریابی آنها جهت نیل به مقصد است. برنامه‌ریزی مسیر یکی از فناوریهای کلیدی برای حرکت زیردریایی‌های بدون سرنشین است. الگوریتم‌های سنتی برنامه‌ریزی مسیر دارای محدودیتها و کمبودهایی در محیطهای پیچیده و پویا است. در این پژوهش روشی به کمک الگوریتم‌های گرگ خاکستری و فاخته پیشنهاد شده است که با طرح ریزی برای یک مسیریابی بهینه سعی در به حداقل رساندن انرژی مصرفی در زیردریایی‌های بدون سرنشین شده است. در روش پیشنهادی ابتدا به کمک الگوریتم گرگ خاکستری به کمک پارامترهای تاخیر، انرژی مصرفی، مقدار ترافیک مسیر مقدار برازندگی هر مسیر محاسبه می‌شود و سه تا از اولین بهترین مقادیر برای تابع برازندگی مشخص می‌شود و سپس به کمک الگوریتم فاخته از بین سه مسیر پیشنهادی توسط الگوریتم گرگ خاکستری، یکی به عنوان بهینه‌ترین مسیر برای طی کردن مسیر توسط زیردریایی انتخاب می‌شود که کوتاهترین مسیر است. نتایج شبیه‌سازی در نرم افزار متلب حاکی از آن است که طول مسیر طی شده در بهترین مسیر طی شده توسط زیردریایی حدود 150متر کمتر یا مساوی سایر روش‌ها است که متناسب با آن زمان سپری شده نیز حدود 200 ثانیه کمتر و در برخی مواقع با زمان طی شده توسط زیردریایی در روش پیشنهادی برابر است.

کلیدواژه: زیردریایی‌های بدون سیرنشین، الگوریتم‌ فاخته، الگوریتم گرگ خاکستری، مسیریابی، مصرف انرژی

 

نام و نام خانوادگی:فراز سیفوری
عنوان پایان نامه: ساخت و ارزیابی درون تنی یک زخم پوش چندلایه شامل سلولز باکتریایی،هیدروژل کیتوسان و الیاف پلی کاپرولاکتون بارگذاری شده با نانوذرات اکسید روی
رشته تحصیلی: زيست فناوري – ميکروبی
مقطع تحصیلی: کارشناسی ارشد ناپیوسته
استاد راهنما :  دکتر الهه مسائلی

چکیده:

یک زخم پوش ایده آل و چند لایه باید خصوصیاتی از قبیل پایداری مکانیکی، کنترل رطوبت محیط زخم، زیست سازگاری، انتقال گاز، جلوگیری از عفونت، از بین بردن ترشحات زخم، زیست تخریب پذیری بالا و توانایی چسبندگی به پوست بدون آسیب به زخم را دارا می‌باشد. همچنین باید قابلیت نگهداری اگزودای زخم و خاصیت هموستاز سریع و ضد باکتریایی را نیز داشته باشد. بنابراین زخم پوش‌ها باید حداقل دو لایه بوده به طوریکه قسمت فوقانی از ورود میکروب جلوگیری کرده و قسمت تحتانی قابلیت زهکشی اگزودای زخم را داشته باشد که وجود غشاهای نامتقارن در تولید زخم پوش‌ها یکی از نقاط قوت مطالعات در این زمینه می‌باشد. در این پژوهش زخم پوش سه لایه‌ای طراحی شد به طوری که لایه رویی آن، لایه سلولز باکتریایی به عنوان لایه با خاصیت نفوذپذیری بالا آب و گاز و تخلخل بالا لایه میانی پلیمر طبیعی هیدروژل کیتوسان به عنوان هموستات با خاصیت تحریک سلولی و ضد باکتریایی بارگذاری شده با نانوذرات اکسید روی برای بهبود خاصیت ضد باکتریایی و لایه زیرین از داربست الکتروریسی شده پلی کاپرولاکتون برای استحکام مکانیکی داربست انتخاب شدند. آنالیزهایی از جمله SEM و بررسی مورفولوژی لایه ها و DLS و Zeta Potential برای نانوذرات اکسید روی، رهایش دارو از زخم پوش، خاصیت تورم زخم پوش سه لایه، زیست تخریب پذیری و میزان تغییرات pH، به عنوان بررسی‌های فیزیکی و شیمیایی زخم پوش انجام گرفت. لایه سلولز باکتریایی با میانگین قطر 5±95، و لایه PCL با میانگین قطر 3±303 نانومتر با ظاهری صاف و بدون بید و میانگین قطر نانوذرات اکسید‌روی 7±212 نانومتر گزارش شد. همچنین زخم پوش سه لایه BC/Chi+ZnO/PCL خاصیت ضد باکتریایی اثر گذاری بر روی هر دو سویه E.coli و S.areus از خود نشان داد. با توجه به نتایج حاصل از تورم مناسب و رهایش آهسته نانوذرات و خاصیت ضد باکتریایی مشخص شد که پانسمان زخم سه لایه BC/Chi+ZnOPCL از پتانسیل بالایی به عنوان زخم پوش برای زخم برخوردار است. در ادامه آنالیزهای ترمیم زخم در مدل برون تنی برای زخم پوش سه لایه و ارزیابی هیستوپاتولوژیکی نواحی زخم انجام شد و نتایج نشان داد که زخم پوش سه لایه حاوی نانوذرات در کوتاه مدت درمان زخم را تسریع می کند.

کلیدواژه:

زخم پوش چند لایه، سلولز باکتریایی، هیدروژل کیتوسان، نانوالیاف پلی کاپرولاتون، نانوذرات اکسید روی

 

 

نام و نام خانوادگی:شیما حمزه
عنوان پایان نامه: بررسی بیان ژن های تحریک شده توسط اینترفرون در بافت اندومتریوم رحم در حضور بلاستوسیست های حاصل از لقاح آزمایشگاهی و شبیه سازی در شرایط اکس ویوو در گونه گاو
رشته تحصیلی:زیست شناسی گرایش سلولی و مولکولی
مقطع تحصیلی: کارشناسی ارشد ناپیوسته
استاد راهنما:دکتر فرنوش جعفرپور، دکتر مهدی حاجیان حسین ابادی

چکیده:

رویان تشکیل شده در گاو تقریبا در روز هفتم پس از لقاح به مرحله ی بلاستوسیست رسیده که بلاستوسیست با تمایز به دو رده ی سلولی توده سلولی درونی و تروفکتودرم مشخص می گردد. تا رسیدن به مرحله ی بلاستوسیست، تکوین رویان از مسیرهای پیام رسان رحمی مستقل بوده، به گونه ای که تولید جنین تا مرحله بلاستوسیست در شرایط آزمایشگاهی تقریباً آسان می باشد. پس از مرحله بلاستوسیست، رویان گاو برای ادامه تکوین خود به طور کامل به ترشحات رحمی وابسته می باشد. از سوی دیگر میزان بیان ژن ها در اندومتریوم رحم به مرحله تکوین رویان نیز بستگی دارد و به احتمال زیاد به دلیل ترشح ترکیباتی مانند اینترفرون تائو (IFN-τ) است، اما به طور بالقوه سلول های بلاستوسیست می توانند بر میزان بیان ژن ها در اندومتریوم رحم تأثیر بگذارند. هدف از این تحقیق بررسی تغییرات ایجاد شده در بیان ژن های خانواده ISGs در بافت اندومتریوم رحم در هم کشتی با بلاستوسیست های حاصل از لقاح آزمایشگاهی و شبیه سازی (آزمایش 1) و همچنین بررسی بیان این ژن ها در بافت اندومتریوم رحم در حضور محیط کشت حاصل از آزمایش 1 (آزمایش 2) در شرایط آزمایشگاهی در گونه گاو بود. بدین منظور، ابتدا جنین های گاوی با دو تکنیک لقاح آزمایشگاهی و شبیه سازی تولید شد و سپس بلاستوسیست های تولید شده در هر دو روش در شرایط آزمایشگاهی در معرض نمونه رحمی قرار گرفته و پس از 24 ساعت مجاورت، بیان ژن های تحریک شده توسط اینترفرون (MX1, MX2, OAS1Y, ISG15, RSAD2) در سطح mRNA در بافت رحم با روش real time PCR بررسی شد. مشاهدات ما نشان داد، بیان ژن های خانواده ISGs در بافت اندومتریوم رحم در حضور بلاستوسیست های حاصل از لقاح آزمایشگاهی در مقایسه با بلاستوسیست‌های حاصل از شبیه سازی دارای افزایش بیان قابل توجهی بود. در ادامه استفاده از محیط کشت (CM) بلاستوسیست‌های حاصل از هر دو روش نیز این افزایش بیان ژن های خانواده ISGs را در بافت اندومتریوم رحم نشان داد. نتایج حاصل از این آزمایش تأیید کننده این مطلب است که فاکتورهای ترشحی بلاستوسیست‌ها از قبیل القا کننده‌های بیان ژن های خانواده ISGs یعنی IFN-τ در CM آنها‌ وجود داشته و پایدار هستند.

کلیدواژه: بلاستوسیست، شبیه ­سازی، لقاح آزمایشگاهی، اندومتریوم رحم، اینترفرون تائو ، ژن­های خانواده ISGs.

 

نام و نام خانوادگی:بیتا وکیل اسداله ئی
عنوان پایان نامه: اثربخشی استفاده از چند رسانه ای در کلاس های هوشمند بر بهبود دقت صحبت کردن و تسلط زبان آموزان ایرانی سطح متوسط: مطالعه ای ترکیبی
رشته تحصیلی:آموزش زبان انگلیسی
مقطع تحصیلی: کارشناسی ارشد ناپیوسته
استاد راهنما : دکتر شیلا خیرزاده
چکیده:
Speaking is not a simple skill and achieving the satisfactory mastery of this skill needs some experience, practice and strategies. This study is conducted to investigate the effectiveness of integrating digital media in the smart classes to enhance the EFL learners’ speaking skill. Furthermore, the present study aimed to explore the EFL learners’ perceptions of the benefits and advantages which the implementation of digital media might bring for the process of learning oral skills. To fulfill the purpose of this study a mixed-method design was adopted. For the quantitative phase of this study, a group of 40 Iranian male and female EFL learners were selected based on the results of Oxford Quick Placement Test (OQPT) from private language institute in Isfahan. For the qualitative part, five volunteer participants from among the experimental group participants were randomly selected. In order to collect the required data a semi-structured interview was conducted to assess the participants’ speaking skill. Further, an interview with open-ended questions were carried out to delve into the participants’ perceptions beneficial aspects of integrating multimedia in the process of teaching oral skills in the classroom. Both descriptive and inferential statistics were run to investigate the research questions in the present study. Regarding the qualitative phase, the gathered information from interviews were transcribed and the themes and subthemes were identified and codified by the researcher. This process was done based on theme-based approach. The quantitative finding of the study suggested that the group who underwent the teaching of the speaking courses using multimedia tools such as smart board outperformed in terms of speaking accuracy and fluency. The qualitative finding also revealed that the EFL learners perceived multimedia instruction and smart classes to have both beneficial aspects and challenging issues.

کلیدواژه: :Speaking fluency, Accuracy, Multimedia, Perception, Smart Classes, Intermediate, Mixed Method, Intermediate EFL Learners

44322